عرفه و عرفات‏
74 بازدید
تاریخ ارائه : 10/21/2012 12:07:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

عرفه و عرفات‏

1. اهميت‏

سرزميني كه خداوند به خاطر اشك‏ها و دعاهاي زائران بر فرشتگان مباهات مي‏كند. كنز، ج 5، ص 13.

روز عرفه جبرئيل حضرت آدم را به عرفات برد و تا غروب دست به آسمان، دعا كرد:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): أَنَّ آدَمَ لَمَّا أُمِرَ بِالتَّوْبَةِ قَالَ جَبْرَئِيلُ لَهُ قُمْ يَا آدَمُ فَخَرَجَ بِهِ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ فَأَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ وَ يُحْرِمَ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ أَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ (ع) إِلَي مِنًي فَبَاتَ فِيهَا فَلَمَّا أَصْبَحَ تَوَجَّهَ إِلَي عَرَفَاتٍ وَ كَانَ قَدْ عَلَّمَهُ الاحْرَامَ وَ أَمَرَهُ بِالتَّلْبِيَةِ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْسُ يَوْمَ عَرَفَةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّي الْعَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتٍ إِلَي أَنْ قَالَ فَبَقِيَ آدَمُ إِلَي أَنْ غَابَتِ الشَّمْسُ رَافِعاً يَدَيْهِ إِلَي السَّمَاءِ يَتَضَرَّعُ وَ يَبْكِي إِلَي اللَّهِ فَلَمَّا غَابَتِ الشَّمْسُ رَدَّهُ إِلَي الْمَشْعَرِ فَبَاتَ بِهِ فَلَمَّا أَصْبَحَ قَامَ عَلَي الْمَشْعَرِ فَدَعَا اللَّهَ بِكَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ثُمَّ أَفَاضَ إِلَي مِنًي وَ أَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ أَنْ يَحْلِقَ الشَّعْرَ الَّذِي عَلَيْهِ فَحَلَقَهُ ثُمَّ رَدَّهُ إِلَي مَكَّةَ فَأَتَي بِهِ إِلَي عِنْدِ الْجَمْرَةِ الاولَي فَعَرَضَ لَهُ إِبْلِيسُ عِنْدَهَا فَقَالَ يَا آدَمُ أَيْنَ تُرِيدُ فَأَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ أَنْ يَرْمِيَهُ بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ وَ أَنْ يُكَبِّرَ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ تَكْبِيرَةً فَفَعَلَ آدَمُ ثُمَّ ذَهَبَ فَعَرَضَ لَهُ إِبْلِيسُ عِنْدَ الْجَمْرَةِ الثَّانِيَةِ فَأَمَرَهُ أَنْ يَرْمِيَهُ بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ فَرَمَي وَ كَبَّرَ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ تَكْبِيرَةً ثُمَّ عَرَضَ لَهُ عِنْدَ الْجَمْرَةِ الثَّالِثَةِ فَأَمَرَهُ أَنْ يَرْمِيَهُ بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ فَرَمَي وَ كَبَّرَ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ فَذَهَبَ إِبْلِيسُ فَقَالَ لَهُ إِنَّكَ لَنْ تَرَاهُ بَعْدَ هَذَا أَبَداً ثُمَّ انْطَلَقَ بِهِ إِلَي الْبَيْتِ الْحَرَامِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَطُوفَ بِهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ فَفَعَلَ فَقَالَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ قَبِلَ تَوْبَتَكَ وَ حَلَّتْ لَكَ زَوْجَتُكَ‏ وسائلالشيعة، ج 11، ص 236

آخرين سوره در عرفات نازل شد. مجمع البيان. ج 3، ص 150. برهان، ج 1، ص 430.

امام باقر عليه السلام: از ظهر تا غروب دو دست خود را به سوي آسمان بالا مي برد و دعا مي‏كرد. مستدرك الوسائل، ج 2، ص 164.

سرزميني كه تمام گناهان در آن بخشيده مي‏شود و خداوند فرشتگان را براين عفو شاهد گرفت.

عن علي (ع): أن رسول الله (ص) لما حج حجة الوداع وقف بعرفة و أقبل علي الناس بوجهه و قال مرحبا بوفد الله ثلاث مرات الذين إن سألوا أعطوا و تخلف نفقاتهم و يجعل لهم في الاخرة بكل درهم ألف من الحسنات ثم قال أيها الناس أ لا أبشركم قالوا بلي يا رسول الله قال إنه إذا كانت هذه العشية باهي الله بأهل هذا الموقف الملائكة فيقول يا ملائكتي انظروا إلي عبادي و إمائي أتوني من أطراف الارض شعثا غبرا هل تعلمون ما يسألون فيقولون و ما يسألون فيقولون ربنا يسألونك المغفرة فيقول أشهدكم أني قد غفرت لهم فانصرفوا من موقفهم مغفورا لهم ما سلف‏ بحارالانوار، ج 96، ص 49

سرزميني كه مهدي در آنجا است.

سرزميني كه با اشك امام حسين تر شد.

روز عرفه از اعياد بزرگ است، اگر چه آن را عيد نام گذاري نكرده‏اند.

سخنان رسول اكرم در عرفات در حجة الوداع:

اي مردم سخنان مرا بشنويد كه ديگر شما را در اين نقطه نخواهم ديد:

1 مسئله ثقلين.

2 برادري همه مسلمانان.

3 احترام مال مردم و تحريم ربا.

4 احترام همسران. سيره ابن هشام، ج 4، ص 250.

پيامبر خدا (ص):" حج، عرفات است روزهاي مني سه روز است (پس هر كه عجله كنددر دو روز، پس گناهي بر او نيست و هر كه تأخير كند گناهي بر او نيست) هر كس پيش از طلوع فجر عرفه، عرفه را در يابد حج را درك كرده است". همان حديث 576

پيامبراكرم (ص):" در هيچ روزي به اندازه روز عرفه، خداوند بندگان را از آتش دوزخ آزاد نمي كند".

2. فضيلت‏

پيامبراكرم (ص):" برخي از گناهان جز در عرفه بخشوده نمي شود".

امام علي (ع):" از رسول خدا (ص) پرسيده شد چه كسي از اهل عرفات جرمش بزرگتر است؟ فرمود: آنكه از عرفات بر مي گردد و مي بيند كه آمرزيده نشده است".

امام صادق (ع) فرمود:" مقصودشان كسي است كه از رحمت الهي مأيوس باشد".

افتخار خداو. ند به اهل عرفات‏

پيامبرخدا (ص):" غروب عرفه خداوند به وسيله اهل عرفه بر فرشتگان افتخار مي كند و مي فرمايد: به بندگانم بنگريد؛ ژوليده وغبارآلود نزد من آمده اند".

در نقل ديگري اضافه دارد:" غبارآلود از هر راه دور شما را گواه مي گيرم كه آنها را آمرزيدم". حج وعمره در قرآن و حديث، محمد ري شهري ص 325، حديث 573

پيامبرخدا (ص):" خداوند به اهل عرفات نعمت داده و به وسيله آنان بر فرشتگان مباهات كرده و مي فرمايد: اي فرشتگان من! به بندگان من بنگريد؛ ژوليده و غبارآلوده از هر راه دور راه سپرده و آمده اند. شما را گواه مي گيرم كه دعايشان را مستجاب كرده و خواسته شان را برآورده ام، خطا كارشان را به خاطر نيكوكارشان بخشيدم و به نيكو كارشان هر چه را كه از من خواستند عطا كردم، جز گناهاني را كه ميان خودشان دارند (حق الناس)". همان‏

پيامبرخدا (ص):" در هيچ روزي به اندازه روز عرفه خداوند بندگان را از آتش دوزخ آزاد نمي كند، همانا خداوند نزديك مي شود و بر فرشتگان مباهات مي كند و مي فرمايد: اينها چه مي خواهند". همان‏

3. وجه تسميه‏

علت نام گذاري به عرفه‏

معاوية بن عمار: از امام صادق (ع) در باره علت نامگذاري عرفات پرسيدم. حضرت فرمود:" جبرئيل حضرت ابراهيم را روز عرفه بيرون آورد و چون ظهر شد به وي گفت: اي ابراهيم! به گناهانت اعتراف كن و عبادت هايت را بشناس. (اعترف بذنبك اعرف مناسكك) از اين رو به عرفات ناميده شد، چونكه جبرئيل گفت: اعتراف كن، او هم اعتراف كرد". حج و عمره درقرآن وحديث ص 323 حديث 572

4. زمان‏

شب عرفه‏

شب نهم ذي الحجة كه شب عرفه است در فضيلت و احياء ودعا و عبادت مانند روز عرفه است و مستحب است درآن شب دعاي (اللهم يا شاهد كل نجوا) خوانده شود.

روز عرفه‏

وقوف در عرفات در روز نهم ذي الحجة بعد از احرام اولين واجب وركن از اركان حج مي باشد كه وقت احتياري آن از ظهر روز نهم تا غروب آفتاب مي باشد.

وافيضوا من حيث افاض الناس كه مردم قريش وقوف به عرفات را براي خودشان كسر شأن مي دانستند كه آيه شريفه نازل شد: فاذا افضتم من عرفات .... بقره/ 198

وقوف در عرفات از مناسك حج است، زيرا كوچ كردن (افاضه) فرع بر وقوف است لذا وقوف در عرفات مسلّم ومفروض گرفته شده است.

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ:" سَمِعَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) يَوْمَ عَرَفَةَ سَائِلا يَسْأَلُ النَّاسَ فَقَالَ لَهُ: وَيْحَكَ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَسْأَلُ فِي هَذَا الْيَوْمِ؟ إِنَّهُ لَيُرْجَي لِمَا

فِي بُطُونِ الْحَبَالَي فِي هَذَا الْيَوْمِ أَنْ يَكُونَ سَعِيداً" وسائلالشيعة، ج 13، ص 555

نهم ذي الحجة: روزي كه امام سجاد (ع) به فقيري فرمود واي بر تو كه مثل چنين روزي به سراغ غير خدا مي‏روي".

روز عرفه سخت‏ترين روزها بر شيطان است:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَا رُئِيَ الشَّيْطَانُ فِي يَوْمٍ هُوَ أَصْغَرَ وَ لا أَدْحَرَ وَ لا أَحْقَرَ وَ لا أَغْيَظَ مِنْهُ فِي يَوْمِ عَرَفَةَ مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 43

همين كه غروب شد رسول اكرم به بلال فرمود:" مردم را ساكت كن، حرف دارم". بلال همه را ساكت كرد. حضرت فرمود:

إِنَّ رَبَّكُمْ تَطَوَّلَ عَلَيْكُمْ فِي هَذَا الْيَوْمِ فَغَفَرَ لِمُحْسِنِكُمْ وَ شَفَّعَ مُحْسِنَكُمْ فِي مُسِيئِكُمْ فَأَفِيضُوا مَغْفُوراً لَكُمْ قَالَ وَ زَادَ غَيْرُ الثُّمَالِيِّ أَنَّهُ قَالَ إِلا أَهْلَ التَّبِعَاتِ‏ كافي، ج 4، ص 257

شب عيد قربان صدها هزار حاجي، چند ساعته بايد از بيابان عرفات به بيابان مشعر بروند

فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ‏ بقره/ 198

به كساني كه مثل مردم حركت نمي‏كردند و يك قسمت اين مانور را رها و از نيمه راه ملحق مي‏شدند (يعني توقف در عرفات را انجام نمي‏دادند به‏

خيال آن كه ما بزرگان مكه هستيم) خطاب شد: أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النّاسُ‏ بقره/ 199

عرفات، كلاس روزانه بود و مشعر كلاس شبانه.

در عرفات به معرفت و در مشعر به شعور بايد برسيم.

5. مكان‏

عرفات نام منطقه وسيعي است با مساحت حدود 18 كيلومتر مربع كه در شرق مكه و متمايل به جنوب و در ميان راه طائف ومكه قرار گرفته است. اين منطقه به وسيله كوه هايي كه به شكل نيم دايره در اطرافش قرار دارد مشخص شده است. زائران بيت الله الحرام در روز عرفه؛ يعني نهم ذي الحجةالحرام در اين منطقه حضور دارند؛ اين حضور در اصطلاح فقهي" وقوف" ناميده مي شود واز اركان حج تمتع است. عرفات، خارج از محدوده حرم قرار دارد واطراف آن با علائم و تابلو به طور دقيق مشخص شده است.

6. آداب‏

1. ابتداي وقوف‏

امام صادق (ع):" از مولا علي (ع) درباره وقوف در حل (خارج حرم) و در عرفات پرسيدند كه چرا در حرم نيست؟ فرمودند: زيرا كعبه اندرون خانه است و حرم خود خانه است و چون حجاج روبه خداي مي آورند آنان را درآستانه در نگه مي دارد تا به درگاهش تضرّع وناله كنند".

فضيلت وقوف‏

پيامبراكرم (ص):" برخي از گناهان جز در عرفات بخشوده نمي شوند".

من الذنوب ذنوب لا تغفر الا بعرفات. (حج وعمره درقرآن، ص 594)

امام علي (ع): همه جاي عرفات موقف است وبهترين جا براي وقوف دامنه كوه است‏ (همان حديث 579)

امام صادق (ع) فرمود:" وقوف در عرفات بدون وضو صحيح نيست". (همان، حديث 581)

2. مستحبات وقوف‏

هنگام وقوف در عرفات چند چيز مستحب است:

- با طهارت بودن.

- غسل نمودن و بهتر است نزديك ظهر باشد.

- توجه قلبي به خدا ودور ساختن چيزهائي كه موجب تفرقه حواس مي شود از خود.

- وقوف در طرف چپ جبل الرحمه.

- وقوف در زمين هموار.

- خواندن نماز ظهر وعصر با يك اذان و دو اقامه.

- خواندن دعاهاي وارده (مخصوصاً دعاي عرفه آقا امام حسين (ع) وتضرع به درگاه خداوند.

3. دعاي عرفه‏

1. سيماي دعاي عرفه‏

ناله در عرفات، فرياد در عاشورا، ناله در شعبان و رمضان، فرياد در محرم.

1 هر چه توجه به خدا بيشتر شد، توجه به خود كم مي‏شود و هر چه توجه به خود كم شود، بيشتر به فكر مردم و مكتب مي‏افتيم.

2 دعا، انسان را از ظلمات خارج مي‏كند و انسان اخلاص پيدا مي‏كند.

3 دعا، آرامش مي دهد.

2. مفاد دعا

1. شناخت خدا

قال الحسين بن علي (ع): الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ و لا لعطائه مانع و لا كصنعه صنع صانع‏ بحارالانوار، ج 95، ص 216

1 قال الحسين بن علي (ع): هو الجواد الواسع فطر أجناس البدائع و أتقن بحكمته الصنائع لا يخفي عليه الطلائع و لا تضيع عنده الودائع أتي بالكتاب الجامع و بشرع الاسلام النور الساطع و هو للخليفة صانع و هو المستعان علي الفجائع جازي كل صانع و رائش كل قانع و راحم كل ضارع و منزل المنافع و الكتاب الجامع بالنور الساطع و هو للدعوات سامع و للدرجات رافع و للكربات دافع‏ بحارالانوار، ج 95، ص 216

2 قال الحسين بن علي (ع): منزل المنافع و الكتاب الجامع بالنور الساطع و هو للدعوات سامع و للدرجات رافع و للكربات دافع و للجبابرة قامع‏ بحارالانوار، ج 95، ص 216

2. تجديد عهد

3 قال الحسين بن علي (ع): في دعاء يوم عرفة ابتدأتني بنعمتك قبل أن أكون شيئا مذكورا و خلقتني من التراب ثم أسكنتني الاصلاب أمنا لريب المنون و اختلاف الدهور فلم أزل ظاعنا من صلب إلي رحم في تقادم الايام الماضية و القرون الخالية بحارالانوار، ج 57، ص 372

4 قال الحسين بن علي (ع): لم تخرجني لرأفتك بي و لطفك لي و إحسانك إلي في دولة أيام الكفرة الذين نقضوا عهدك و كذبوا رسلك‏ بحارالانوار، ج 57، ص 372

3. خودشناسي‏

قال الحسين بن علي (ع): روت بي بجميل صنعك و سوابغ نعمتك فابتدعت خلقي من مني يمني ثم أسكنتني في ظلمات ثلاث بين لحم و جلد و دم‏ بحارالانوار، ج 95، ص 216

4. سيرآفرينش‏

قال الحسين بن علي (ع): حفظتني في المهد طفلا صبيا و رزقتني من الغذاء لبنا مريا عطفت علي قلوب الحواضن و كفلتني الامهات الرحائم و كلاتني من طوارق الجان و سلمتني من الزيادة و النقصان فتعاليت يا رحيم يا رحمان حتي إذا استهللت ناطقا بالكلام أتممت علي سوابغ الانعام فربيتني زائدا في كل عام حتي إذا كملت فطرتي و اعتدلت سريرتي أوجبت علي حجتك بأن (7) ألهمتني معرفتك و روعتني بعجائب فطرتك و أنطقتني لما ذرأت في سمائك و أرضك من بدائع خلقك و نبهتني لذكرك و شكرك و واجب طاعتك و عبادتك‏ بحارالانوار، ج 95، ص 216

5. نگاهي به نعمت ها

قال الحسين بن علي (ع): فإن دعوتك أجبتني و إن سألتك أعطيتني و إن أطعتك شكرتني و إن شكرتني زدتني كل ذلك إكمالا لانعمك علي و إحسانا إلي فسبحانك سبحانك من مبدئ معيد حميد مجيد و تقدست أسماوه و عظمت آلاوه فأي أنعمك يا إلهي أحصي عددا أو ذكرا أم أي عطائك أقوم بها شكرا و هي يا رب أكثر من أن يحصيها العادون أو يبلغ علما بها الحافظون‏ بحارالانوار، ج 95، ص 216

بزرگي مي گويد: با تمام وجودم گواه نعمت‏ها هستم. به باطنم، به نور ديده‏ام، به خط پيشانيم، به روزنه‏هاي تنفسم، به پرده گوشم، به حركات زبانم، به گردش دهانم، بن دندانم، ذائقه‏ام، جمجمه‏ام، رگ‏هاي گردنم، فضاي سينه‏ام، قلبم، قسمت هائي كه به كبدم متصل است، سربندهاي مفصلم، باز و بسته شدن بازو و مچ انگشتان دست و پايم، خون و گوشت و مويم، تن و پي و استخوان و مغز و رگم، آرامش و حركتم، خواب و بيداريم و ركوع و سجودم؛ من با تمام اين‏ها گواهي مي‏دهم كه قادر به شكرهيچ يك از نعمت‏ها نيستم.

6. درخواست ها

1 خشيت، تقوا، دوري از شقاوت، انتخاب بهترين‏ها، بركت، رضا به قضا، يقين، اخلاص، نور در چشم، بصيرت در دين، كاميابي از بدن، قدرت بر ظالم، پوشش عيوب، مغفرت، دوري شيطان، گرفتن مقام در آخرت و دنيا و ...، بر مشكلات پيروز شدن، نجات از خطرات دنيا و آخرت، نجات از شر ستمكاران، حفاظت در سفر، نسبت به خود و اهل و مال، تواضع دروني، عزت بيروني، به غير تو واگذارم نكن؛ آن چه داده‏اي نگير؛ بگناهم رسوايم نكن و در حال گناه مرگم نده.

قبل از مرگ هر چه مي‏خواهي مرا در سختي قرار بده تا قبل از مرگ از من راضي شوي.

قال الحسين بن علي (ع): فأسألك بنور وجهك الذي أشرقت له الارض و السماوات و انكشفت به الظلمات و صلح عليه أمر الاولين و الاخرين أن لا

تميتني علي غضبك و لا تنزل بي سخطك لك العتبي حتي ترضي قبل ذلك‏ بحارالانوار، ج 95، ص 219

7. نوعي تشكر

خداوندا تو قرآن فرستادي. انبيا، يس، فرقان، تورات و انجيل و زبور فرستادي. تو همه چيز را مي داني:

يَعْلَمُ خائِنَةَ الاعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ غافر، 19

اگر پرده پوشي تو نبود، از رسوايان بودم.

قال الحسين بن علي (ع): لو لا رحمتك لكنت من المفضوحين و أنت مودي بالنصر علي الاعداء و (اگر نصرت تو نبود،) لو لا نصرك لي لكنت من المغلوبين‏ بحارالانوار، ج 95، ص 220

تو يوسف را از چاه به حكومت، يونس را از دل ماهي به نبوت و يوسف را به يعقوب رساندي، بلا را از ايوب دور كردي، جلوي ذبح اسماعيل را گرفتي، به‏

زكريا در پيري فرزند دادي، دريا را شكافتي، فرعون را غرق كردي، باد را فرستادي، باران را نازل كردي، ساحران ايمان پيدا كردند.

قال الحسين بن علي (ع): يا من دعوته مريضا فشفاني و عريانا فكساني و جائعا فأطعمني و عطشانا فأرواني و ذليلا فأعزني و جاهلا فعرفني و وحيدا فكثرني و غائبا فردني و مقلا فأغناني و منتصرا فنصرني و غنيا فلم يسلبني‏ بحارالانوار، ج 95، ص 220

قال الحسين بن علي (ع): يا مولاي أنت الذي أنعمت أنت الذي أحسنت أنت الذي أجملت أنت الذي أفضلت أنت الذي مننت أنت الذي أكملت أنت الذي رزقت أنت الذي أعطيت أنت الذي أغنيت أنت الذي أقنيت أنت الذي آويت أنت الذي كفيت أنت الذي هديت أنت الذي عصمت أنت الذي سترت أنت الذي غفرت أنت الذي أقلت أنت الذي مكنت أنت الذي أعززت أنت الذي أعنت أنت الذي عضدت أنت الذي أيدت أنت الذي نصرت أنت الذي شفيت أنت الذي عافيت أنت الذي أكرمت تباركت ربي و تعاليت فلك الحمد دائما و لك الشكر واصبا ثم أنا يا إلهي المعترف بذنوبي فاغفرها لي‏

(11) أنا الذي أخطأت أنا الذي أغفلت أنا الذي جهلت أنا الذي هممت أنا الذي سهوت أنا الذي اعتمدت أنا الذي تعمدت أنا الذي وعدت أنا الذي أخلفت أنا الذي نكثت أنا الذي أقررت إلهي أعترف بنعمتك عندي و أبوء بذنوبي فاغفر لي يا من لا تضره ذنوب عباده و هو الغني عن طاعتهم و الموفق من عمل منهم صالحا بمعونته‏ بحارالانوار، ج 95، ص 220

با چشم و گوش و دست و پايم خلاف كردم.