غدیر خم
188 بازدید
تاریخ ارائه : 10/23/2012 9:03:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

غدير

1. خاطره شيرين غدير

آنچه از نظر قرآن و حديث و تاريخ قطعي است و همه علما اعمّ از شيعه و صدها عالم از اهل سنت از جمله امام احمد حنبل در جلد 4، صفحه 281 مسند خود نوشته‏اند، نقل مي‏كنيم، ولي با تجربه چندين قرن خود ثابت مي‏كنيم كه مي‏توانيم در كنار هم زندگي شيرين داشت و در برابر استكبار جهاني ايستاد.

2. اهميت وارزش غدير

امت بي امام كشتي بي ناخداست، شب بي چراغ است. اگر غدير و رهبري الهي نباشد، استعدادها شكوفا نمي‏شود. در كنار پيشرفت امروز دنيا، فساد و جنايات نيز پيشرفت مي‏كند؛ يعني بال علم و تكنولوژي حركت مي‏كند، ولي بال معنويت شكسته است و اين است سيماي انسان بدون رهبري الهي در جهان. خيلي تعجب است از كساني كه مي‏گويند پيامبر اكرم از دنيا رفت و كسي را تعيين نكرد.!!! مگر در تاريخ پيامبر اكرم (ص) نمي‏خوانيم: هر گاه قبيله‏اي مسلمان مي‏شدند فورا براي آنان حاكم تعيين مي‏فرمود.

هر گاه لشگري اعزام مي‏كرد براي آنان فرمانده تعيين مي‏فرمود.

همين كه به مدينه هجرت كرد در مكه براي خود جانشين تعيين فرمود.

بو علي سينا مي‏گويد: چگونه باور كنيم خداي حكيمي كه از مژه چشم و گودي كف پا غفلت نكرده از رهبري مردم غافل شده.؟!

مگر قرآني كه هر كس مي‏تواند آيه‏اي از آن را دستاويز اهداف خود كند بدون مفسري معصوم، مانند رسول خدا و جانشين الهي او قابل تكيه است؟

به هر حال غدير تداوم خط رسالت است. تا آمدن حضرت مهدي، عجل الله تعالي، تا روزي كه وعده‏هاي مكرر خداوند در قرآن نسبت به جهاني شدن اسلام محقق شود. غدير؛ يعني بيعت با امامي كه حكومت براي او وسيله‏اي براي برقراري عدالت اجتماعي است و گرنه ارزش عطسه يك بزغاله را ندارد و نام او ابوتراب است، زيرا بر روي خاك مي‏نشيند و ناشناس، شخصا به فقرا رسيدگي مي‏كند و در تمام جبهه‏هاي جنگ در خط اول است. بيعت با علي كه همسر شهيد، برادر شهيد، پدر شهيد و خودش شهيد محراب است؛ يعني بيعت با توحيد و نبوت، عدل و شهامت، با زهد و اخلاص، با ايمان و يقين، با علم و عمل، با تمام كمالات و وارستگي ها.

پيامبر اكرم در سال آخر عمر خود تصميم گرفتند كه آخرين حج خود را انجام دهند. مردم از اين سفر آگاه و با حضرت همراه شدند و كارواني به سوي مكه رهسپار شد. همين كه اعمال حج تمام شد و به سوي مدينه بر مي‏گشتند به منطقه‏اي رسيدند به نام غدير خم كه در آنجا مسلمانان از هم جدا و هرگروه به سوي منطقه‏اي مي‏رفتند، آيه نازل شد تا هميشه مردم آن را در قرآن بخوانند و هر لحظه به ياد آن روز باشند. آيه اين بود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس‏ ترجمه:" اي رسول آنچه از طرف پروردگارت به تو نازل شد با صراحت به همه مردم بگو، اگر نگويي رسالت خدا را انجام نداده‏اي، بگو و نترس كه خدا تو را از شر بد خواهان حفظ مي‏كند".

اگر در كلمات ترجمه دقت كنيد نكاتي را مي‏فهميم، از جمله آنكه:

1. تو بايد حرف ما را به ديگران با صراحت و به طور كامل برساني. يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ‏ مائده/ 67.

2. پيام وحي الهي و از سرچشمه علم بي نهايت خداست. أُنْزِلَ إِلَيْكَ‏ مائده/ 67.

3. در اين پيام رشد و تربيت نهفته شده است. مِنْ رَبِّكَ‏ مائده/ 67.

4. اگر اين پيام را در اين سال آخر عمر و در اين برگشت از حج و در اين مسير زمين كه گلوگاه همه مسافرين است نرساني، رسالت خدا را ابلاغ نكرده‏اي و تمام زحمات 23 ساله تو فرو مي‏پاشد. وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏ مائده/ 67.

5. پيام ما را برسان و نگران مباش، خدا تو را از شر مردم حفظ مي‏كند. وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ‏ مائده/ 67.

3. سيماي غدير

غدير يك روز نيست، يك تاريخ است، يك نوع عقيده و فكر است و ضامن اجراي احكام خدا است. غدير بذر ولايت در دل امت و نشان دادن خورشيد است. غدير به معناي دست انسان در دست ولي خدا و امام معصوم و بيمه شدن از طاغوتها است. غدير؛ يعني تداوم رسالت، غدير؛ يعني همان گونه كه انسان نياز به پيامبر دارد و پيامبر را خدا تعيين مي‏كند، بعد از پيامبر، انسان به امام نياز دارد و امام را نيز خدا تعيين كند، زيرا انسان همان انسان است و نياز به رهبري الهي در همه زمان ها و مكان ها دارد.

4. فرار از ولايت علي (عليه السلام) و ولي بودن ايشان‏

سئوال اول‏

ممكن است مراد از اين ماجرا مسئله دوست داشتن علي باشد نه حكومت و ولايت؟

پاسخ: اولا، دوستي علي اين همه تشريفات و مردم را زير آفتاب نگاه داشتن ندارد. ثانياً، دوستي علي نياز به بيعت ندارد، در آن روز مردم با علي بيعت كردند و بيعت به خاطر پذيرفتن او در امر اطاعت از رهبري است.

سئوال دوم‏

آيا اين ماجرا را اهل سنت قبول دارند؟

پاسخ: علامه اميني در كتاب الغدير نام سيصد و پنجاه نفر از بزرگان و علماي اهل سنت را آورده كه ماجرا را نقل كرده‏اند و نام بيست كتاب مستقل را برده‏اند كه در اين زمينه نوشته‏اند و 60 روايت در كتاب الغدير در نحوه تبريك خلفا و اينكه تبريك مردم از ظهر تا غروب ادامه داشت، آورده است. الغدير، ج 1، ص 272283

سئوال سوم‏

آيا بيان اين ماجرا ضرري به وحدت نمي‏زند؟

پاسخ: از يك سو بازگو نكردن مسلمات تاريخ كتمان حقايق و ضرر به نسل آينده است و از سوي ديگر ناديده گرفتن توطئه‏هاي كفار شرق و غرب براي اصل اسلام و دامن زدن به تفرقه گناه است. راه صحيح آن است كه ما هم تاريخ قطعي و آثار رهبري معصوم را به نسل نو بگوييم، ولي به خاطر مصلحت مهم‏تر و جلوگيري از تفرقه و ضربه پذيري در برابر استكبار جهاني وحدت خود راحفظ كنيم و در بيان تاريخ كلمه‏اي كه عامل فتنه باشد نقل نكينم. كه اين سفارش امامان معصوم ما است كه با همه فرقه‏هاي مسلمان برادر باشيم، در نمازشان شركت كنيم، و از مريضان آنان عيادت كنيم، با آنان ازدواج كنيم و روحيه برادري را حفظ كنيم.

امام سجاد كه پدرش در كربلا شهيد شد براي مرزبانان دعا مي‏كند در حالي كه مرزبانان هواداران بني اميه بودند و اين به خاطر آن است كه امنيت بلاد اسلامي و مصالح كلي نظام بر مسائل ديگر مقدم است.

5. جايگاه امامت‏

اگر نياز مردم تنها يك نياز اداري بود افراد زيادي كه آشنا به مسائل حقوقي و سياسي و مديريتي هستند مي‏توانستند امام شوند. اما امام، در عقيده كسي است كه علاوه بر اداره كامل جامعه به مردم رشد و شجاعت و معنويت و اخلاص و علم دهد، واسطه فيض ميان خالق و مخلوق باشد، وجود او، كلام او، اخلاق او، سازنده باشد و برترين فرد زمان در تمام كمالات باشد و غدير سرچشمه آشنايي با اين گونه رهبري است و اكنون فرزند غدير را بنگريد كه چگونه رهبري سياسي را به همراه با معلمي و مربي گري داشت.

امام خميني كودتا نكرد تا رژيم شاهنشاهي را تغيير دهد، بلكه مردم ترسو را شجاع كرد، از نيروهاي ساده، متخصص ساخت، وابستگان و دلبستگان به ماديات را در صف اول جبهه برد، به مردم معنويت داد، تعهد داد و اين است نقش امامت الهي، امام غدير در عقيده ما نه يك لحظه شك مي‏كند، و نه نسبت به مسئله‏اي جهل و ترديد دارد، نه عقب نشيني مي‏كند و نه تحت تاثير چيزي قرار مي‏گيرد و نه تهديد و وعده‏اي او راتغيير مي‏دهد. رهبري غدير، مالك اشتر و ابوذر را جذب مي‏كند و رهبري غير غدير عمرو عاص و وليد را. خط غدير فتواي اعدام سلمان رشدي را صادر مي‏كند و به امريكا مي گويد هيچ غلطي نمي‏تواني بكني و لرزه بر اندام استكبار مي‏اندازد و طاغوت ها را تحقير و مستضعفان را عزيز مي‏كند. رهبري غدير، كاخ ندارد؛ در كعبه متولد، و در نماز شهيد مي‏شود. مشكل امروز مسلمانان غفلت از آيات قرآن در مسئله رهبري است. قرآن با كمال صراحت با جملات‏ لا تطع، لا تطيعوا، لا تتبع، لا تتبعوا مي‏فرمايد: از گناهكار، ظالم، جاهل، بد سابقه، فتنه گر، ولخرج، غافل، هوسباز پيروي نكنيد و بر عكس از خدا و رسول او و اهل بيت او كه هيچ گونه پليدي و انحراف ندارند، پيروي كنيد.

اگر رهبري غدير حاكم بود، امروز اسرائيل اين همه تجاوز نداشت. مسئله رهبري ازنماز و روزه و حج و جهاد و زكات و غيره مهم‏تر است، زيرا همه احكام اسلام به طور عادي ابلاغ شد، اما در غدير خم خداوند پيامبرش را تهديد كرد كه اگر رهبر الهي را معرفي نكني تمام زحمات 23 سال تو هدر مي‏رود.

پيام غدير در آفتاب داغ بود، در سفر حج بود، در روز روشن بود، با حدود صد هزار مخاطب بود، بعد از نماز ظهر بود، در سال آخر عمر پيامبر بود، در مسير راه مكه و مدينه بود، در محل جدايي مسلمانان از يكديگر بود، همراه با خدا حافظي پيامبر اكرم (ص) بود، همراه با اقرار مردم به توحيد و نبوت و معاد بود، همراه با تبريك و بيعت بود، كدام برنامه و قانون با اين همه تشريفات و اهميت ابلاغ شد. در حديث مي‏خوانيم‏ و ما نودي بشيي مثل ما نودي بالولايه‏؛ يعني هيچ چيز مثل رهبري پيامش ابلاغ نشد.

در زمان حكومت حضرت علي عليه السلام در يك سال روز غدير با روز جمعه مصادف شد، حضرت خطبه بسيار مهمي خواندند كه در آن فرمودند:" امروز روز سقوط شيطان و روشن شدن حق است، امروز روز عهد و پيمان است، امروز روز گشايش است، من راه خدا، حجت خدا، رمز هدايت و شرافت امت اسلامي هستم. در قيامت بهشت و دوزخ به واسطه من تقسيم مي‏شود". خطبه بسيار مفصل است، مستدرك نهج البلاغه كاشف الغطاء

6. نكات حول غدير

1) تنها مسأله‏اي كه درميان حدود صد هزار نفر مطرح شد.

2) تنها مسأله‏اي كه در آن متقدّمين برگشتند و صبر كردند تا بازماندگان برسند.

3) مسأله‏اي كه همه مأمور شدند به غائبين خبر دهند.

4) از هنگام رفتن به مكّه مؤذّن اعلام كرد كه كاروان رسول الله عازم حجّ است تا مردم ملحق شوند.

5) در اين سفر رسول الله (ص) تمام همسران را با خود برد.

6) قبل از سخنراني اقرار گرفت كه: أَ لا تَسْمَعُونَ‏

7) خبر مرگ خود را در جمله اوّل داد: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إني أوشك أن أدعي فأجيب‏ كمالالدين، ج 1، ص 235.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَعَلِّي لا أَلْقَاكُمْ بعد عامي هذا بحارالانوار، ج 37، ص 348.

8) از مردم رأي اعتماد گرفت. فماذا انتم قائلون؟ قالوا: قد بلغت و نصحت و جاهدت فجزاك الله عنا أفضل الجزاء بحارالانوار، ج 37، ص 121.

9) از تمام عقايد و اصول دين اقرار گرفت. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أ لستم تشهدون أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و أن محمدا عبده و رسوله و أن الجنة حق و النار حق‏ بحارالانوار، ج 37، ص 184.

10) سه بار تكرار كرد: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ‏

امام حنبل مي‏گويد: چهار بار تكرار كرد.

11) قبل از متفّرق شدن، آيه‏ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاسْلامَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لاثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ مائده/ 3.

نازل شد.

12) در همان مكان مردم و قبل از همه ابوبكر و عمر، به علي (عليه السلام) تبريك گفتند. با جمله بخّ بخّ‏

13) همانجا حسّان شعر سرود.

14) چهارده نفر از علماي عامّه ادّعاي تواتركرده‏اند. الغدير، ج 1، ص 152.

15) امام احمد حنبل از چهل طريق، طبري از بيش از هفتاد طريق و ابن عقده 105 طريق نقل كرده‏اند.

16) 110 نفر از اعاظم صحابه نقل كرده‏اند.

17) نفر از علماي عامّه نقل كرده‏اند. الغدير، ج 1، ص 14 الي ص 60.

18) 12 نفر از عامّه كتاب مستقل براي ماجراي غدير نوشته‏اند.

19) 20 نفر ماجراي غدير را در كتب خود آورده‏اند كه از جمله آنها المنار و ابن ابي الحديد است.

چند نكته از المنار، جلد 6، ص 154، ذيل تفسير آيه‏ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاسْلامَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لاثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ مائده/ 3.

1) مَكَثَ رسول الله بعد نزول هذه الاية احدي و ثمانين يوما ثم قبضه الله.

با توجه به اين كه از غدير تا محرم، روز 11

محرم 29 روز

صفر 30 روز

و اهل سنّت رحلت را دوازدهم ربيع مي‏دانند، مي‏شود 81 روز.

2) يهوديان به عمرگفتند: اگر آيه‏ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاسْلامَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لاثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ مائده/ 3.

بر ما نازل مي‏شد، ما آن روز را عيد مي‏گرفتيم. المنار، ج 6، ص 155.

3) يك نصراني گفت: يا اهل الاسلام آيه‏اي به شما نازل شد كه اگر بر ما نازل مي‏شد، آن روز و آن ساعت را تا دو نفر مسيحي روي زمين باقي بودند، ما آن را عيد مي‏گرفتيم. المنار، ج 6، ص 155.

گر چه رواياتي آورده‏اند كه روز عرفه است، ولي روزعرفه با دو روز قبل و بعدش يكي است. مسأله‏اي كه يأس كفار باشد در آن نيست و با محاسبات چند سطر قبل كه حضرت بعد از اين آيه، 81 روز بيشتر زنده نماندند سازگار نيست.

7. عيد غدير خم‏

1. زنده نگه داشتن ياد غدير

چون از عيدهاي بزرگ است، پوشيدن لباس نيكو، زينت كردن، بوي خوش و عطر زدن، شاد بودن و شادكردن ديگران تا آنجا كه غذا دادن به يك نفر در روز غدير به منزله غذا دادن به همه انبيا است.

زنده نگه داشتن يك مسئله تاريخي براي همه انبيا است، زيرا كه حضرت موسي و عيسي و سلمان نيز در چنين روزي جانشين خود را معين كردند.

در اين روز مسلمانان با يكديگر صيغه برادري مي‏خوانند كه در كتاب مفاتيح آمده است. روزه گرفتن دراين روز پاداش بسيار دارد كه جبران شصت سال گناه است، همان گونه كه غسل و زيارت و سلام كردن به حضرت علي (عليه السلام) سفارش شده است.

2. موارداستحباب‏

1. خطبه مولا علي (عليه السلام)

خطبة أمير المؤمنين (ع) في يوم الغدير:

أخبرنا جماعة عن أبي محمد هارون بن موسي التلعكبري قال:" حدثنا أبو الحسن علي بن أحمد الخراساني الحاجب في شهر رمضان سنة سبع و ثلاثين و ثلاثمائة قال حدثنا سعيد بن هارون أبو عمر المروزي و قد زاد علي الثمانين سنة قال حدثنا الفياض بن محمد بن عمر الطرسوسي بطوس سنة تسع و خمسين و مائتين و قد بلغ التسعين أنه شهد أبا الحسن علي بن موسي الرضا (ع) في يوم الغدير و بحضرته جماعة من خاصته قد احتبسهم للافطار و قد قدم إلي منازلهم الطعام و البر و الصلات و الكسوة حتي الخواتيم و النعال و قد غير من أحوالهم و أحوال حاشيته و جددت له آلة غير الالة التي جري الرسم بابتذالها قبل يومه و هو يذكر فضل اليوم و قدمه فكان من قوله (عليه السلام) حدثني الهادي أبي قال حدثني جدي الصادق قال حدثني الباقر قال حدثني سيد العابدين قال حدثني أبي الحسين قال اتفق في بعض سني أمير المؤمنين (عليه السلام) الجمعة و الغدير فصعد المنبر علي خمس ساعات من نهار ذلك اليوم فحمد الله و أثني عليه حمدا لم يسمع بمثله و أثني عليه ثناء لم يتوجه إليه غيره فكان ما حفظ من ذلك الحمد لله الذي جعل الحمد من غير حاجة منه إلي حامديه طريقا من طرق الاعتراف بلاهوتيته و صمدانيته و ربانيته و فردانيته و سببا إلي المزيد من رحمته و محجة للطالب من فضله و كمن في إبطان اللفظ حقيقة الاعتراف له بأنه المنعم علي كل حمد باللفظ و إن عظم و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له شهادة نزعت عن إخلاص الطوي و نطق اللسان بها عبارة عن صدق خفي أنه‏الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسني ليس كمثله شي‏ء إذ كان الشي‏ء من مشيته فكان لا يشبهه مكونه و أشهد أن محمدا عبده و رسوله استخلصه في القدم علي سائر الامم علي علم منه انفرد عن التشاكل و التماثل من أبناء الجنس و انتجبه آمرا و ناهيا عنه أقامه في سائر عالمه في الاداء مقامه إذ كان لا تدركه الابصار و لا تحويه خواطر الافكار و لا تمثله غوامض الظنن في الاسرار لا إله إلا هو الملك الجبار قرن الاعتراف بنبوته بالاعتراف بلاهوتيته و اختصه من تكرمته بما لم يلحقه فيه أحد من بريته فهو أهل ذلك بخاصته و خلته إذ لا يختص من يشوبه التغيير و لا يخالل من يلحقه التظنين و أمر بالصلاة عليه مزيدا في تكرمته و طريقا للداعي إلي إجابته فصلي الله عليه و كرم و شرف و عظم مزيدا لا يلحقه التنفيد و لا ينقطع علي التأبيد و أن الله تعالي اختص لنفسه بعد نبيه صلي الله عليه و آله من بريته خاصة علاهم بتعليته و سما بهم إلي رتبته و جعلهم الدعاة بالحق إليه و الادلاء بالارشاد عليه لقرن قرن و زمن زمن أنشأهم في القدم قبل كل مذرو و مبرو أنوارا أنطقها بتحميده و ألهمها شكره و تمجيده و جعلها الحجج علي كلمعترف له بملكة الربوبية و سلطان العبودية و استنطق بها الخرسات بأنواع اللغات بخوعا له فإنه فاطر الارضين و السماوات و أشهدهم خلقه و ولاهم ما شاء من أمره جعلهم تراجم مشيته و ألسن إرادته عبيدا لا يسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم و لا يشفعون إلا لمن ارتضي و هم من خشيته مشفقون يحكمون بأحكامه و يستنون بسنته و يعتمدون حدوده و يوون فرضه و لم يدع الخلق في بهم صما و لا في عمياء بكما بل جعل لهم عقولا مازجت شواهدهم و تفرقت في هياكلهم و حققها في نفوسهم و استعبد لها حواسهم فقرر بها علي أسماع و نواظر و أفكار و خواطر ألزمهم بها حجته و أراهم بها محجته و أنطقهم عما شهد بألسن ذربة بما قام فيها من قدرته و حكمته و بين عندهم بها ليهلك من هلك عن بينة و يحيا من حي عن بينة و أن الله لسميع عليم بصير شاهد خبير ثم إن الله تعالي جمع لكم معشر المؤمنين في هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين لا يقوم أحدهما إلا بصاحبه ليكمل عندكم جميل صنيعته و يقفكم علي طريق رشده و يقفو بكم آثار المستضيئين بنور هدايته و يشملكم منهاج قصده و يوفر عليكم هني‏ء رفده فجعل الجمعة مجمعا ندب إليه لتطهير ما كان قبله و غسل ما كان أوقعته مكاسب السوء من مثله إلي مثله و ذكري للمؤمنين و تبيان خشية المتقين و وهب من ثواب الاعمال فيه أضعاف ما وهب لاهل طاعته في‏ الايام قبله و جعله لا يتم إلا بالايتمار لما أمر به و الانتهاء عما نهي عنه و البخوع بطاعته فيما حث عليه و ندب إليه فلا يقبل توحيده إلا بالاعتراف لنبيه صلي الله عليه و آله بنبوته و لا يقبل دينا إلا بولاية من أمر بولايته و لا تنتظم أسباب طاعته إلا بالتمسك بعصمه و عصم أهل ولايته فأنزل علي نبيه صلي الله عليه و آله في يوم الدوح ما بين به عن إرادته في خلصائه و ذوي اجتبائه و أمره بالبلاغ و ترك الحفل بأهل الزيغ و النفاق و ضمن له عصمته منهم و كشف من خبايا أهل الريب و ضمائر أهل الارتداد ما رمز فيه فعقله المؤمن و المنافق فأعز معز و ثبت علي الحق ثابت و ازدادت جهلة المنافق و حمية المارق و وقع العض علي النواجد و الغمز علي السواعد و نطق ناطق و نعق ناعق و نشق ناشق و استمر علي مارقته مارق و وقع الاذعان من طائفة باللسان دون حقائق الايمان و من طائفة باللسان و صدق الايمان و كمل الله دينه و أقر عين نبيه صلي الله عليه و آله و المؤمنين و المتابعين و كان ما قد شهده بعضكم و بلغ بعضكم و تمت كلمة الله الحسني الصابرين و دمر الله ما صنع فرعون و هامان و قارون و جنوده و ما كانوا يعرشون و بقيت خثالة من الضلال لا يألون الناس خبالا يقصدهم الله في ديارهم و يمحو الله آثارهم و يبيد معالمهم و يعقبهم عن قرب الحسرات و يلحقهم بمن بسط أكفهم و مد أعناقهم و مكنهم من دين الله حتي بدلوه و من حكمة حتي غيروه و سيأتي نصر الله علي عدوه لحينه و الله لطيف خبير و في دون ما سمعتم كفاية و بلاغ فتأملوا رحمكم الله ما ندبكم الله إليه و حثكم عليه و اقصدوا شرعه و اسلكوا نهجه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله إن هذا يوم عظيم الشأن فيه وقع الفرج و رفعت الدرج و وضحت الحجج و هو يوم الايضاح و الافصاح عن المقام الصراح و يوم كمال الدين و يوم العهد المعهود و يوم الشاهد و المشهود و يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود و يوم البيان عن حقائق الايمان و يوم دحر الشيطان و يوم البرهان هذا يوم الفصل الذي كنتم توعدون هذا يوم الملا الاعلي الذي أنتم عنه معرضون هذا يوم الارشاد و يوم محنة العباد و يوم الدليل علي الرواد هذا يوم أبدي خفايا الصدور و مضمرات الامور هذا يوم النصوص علي أهل الخصوص هذا يوم شيث هذا يوم إدريس هذا يوم يوشع هذا يوم شمعون هذا يوم الامن المأمون هذا يوم إظهار المصون من المكنون هذا يوم إبلاء السرائر فلم يزل ع يقول هذا يوم هذا يوم فراقبوا الله عز و جل و اتقوه و اسمعوا له و أطيعوهو احذروا المكر و لا تخادعوه و فتشوا ضمائركم و لا تواربوه و تقربوا إلي الله بتوحيده و طاعة من أمركم أن تطيعوه و لا تمسكوا بعصم الكوافر و لا يجنح بكم الغي فتضلوا عن سبيل الرشاد باتباع أولئك الذين ضلوا و أضلوا قال الله عز من قائل في طائفة ذكرهم بالذم في كتابه:" إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيرا" (احزاب/ 68- 67) و قال تعالي" وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنّا كُنّا لَكُمْ تَبَعاً" (غافر/ 47) فهل أنتم مغنون عنا من عذاب الله من شي‏ء؟ قالوا: لو هدانا الله لهديناكم أ فتدرون الاستكبار ما هو هو ترك الطاعة لمن أمروا بطاعته و الترفع علي من ندبوا إلي متابعته و القرآن ينطق من هذا عن كثير أن تدبره متدبر زجره و وعظه و اعلموا أيها المؤمنون أن الله عز و جل قال" إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ" (صف/ 4) أ تدرون ما سبيل الله و من سبيله و من صراط الله و من طريقه؟ أنا صراط الله الذي من لم يسلكه بطاعة الله فيه هوي به إلي النار و أنا سبيله الذي نصبني للاتباع بعد نبيه (ص) أنا قسيم الجنة و النار و أنا حجة الله علي الفجار و نور الانوار فانتبهوا عن رقدة الغفلة و بادروا بالعمل قبل حلول الاجل و سابقوا إلي مغفرة من ربكم قبل أن يضرب بالسور بباطن الرحمة و ظاهر العذاب فتنادون فلا يسمع نداوم و تضجون فلا يحفل بضجيجكم و قبل أن تستغيثوا فلا تغاثوا سارعوا إلي الطاعات قبل فوت الاوقات فكان قد جاءكم هادم اللذات فلا مناص نجاء و لا محيص تخليص عودوا رحمكم الله بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة علي عيالكم و البر بإخوانكم و الشكر لله عز و جل علي ما منحكم و أجمعوا يجمع الله شملكم و تباروا يصل الله ألفتكم و تهادوا نعم الله كما مناكم بالثواب فيه علي أضعاف الاعياد قبله و بعده إلا في مثله و البر فيه يثمر المال و يزيد في العمر و التعاطف فيه يقتضي رحمة الله و عطفه و هيئوا لاخوانكم و عيالكم عن فضله بالجهد من جودكم و بما تناله القدرة من استطاعتكم و أظهروا البشر فيما بينكم و السرور في ملاقاتكم و الحمد لله علي ما منحكم و عودوا بالمزيد من الخير علي أهل التأميل لكم و ساووا بكم ضعفاءكم في م‏ئاكلكم و ما تناله القدرة من استطاعتكم و علي حسب إمكانكم فالدرهم فيه بمائة ألف درهم و المزيد من الله عز و جل و صوم هذا اليوم مما ندب الله تعالي إليه و جعل الجزاء العظيم كفالة عنه حتي لو تعبد له عبد من العبيد في الشبيبة من ابتداء الدنيا إلي تقضيها صائما نهارها قائما ليلها إذا أخلص المخلص في صومه لقصرت إليه أيام الدنيا عن كفاية و من أسعف أخاه مبتدئا و بره راغبا فله كأجر من صام هذا اليوم و قام ليلته و من فطر مؤمناً في ليلته فكأنما فطر فئاما و فئاما يعدها بيده عشرة فنهض ناهض فقال: يا أمير المؤمنين! و ما الفئام؟ قال: مائة ألف نبي و صديق و شهيد فكيف بمن تكفل عددا من المؤمنين و المؤمنات و أنا ضمينه علي الله تعالي الامان من الكفر و الفقر و إن مات في ليلته أو يومه أو بعده إلي مثله من غير ارتكاب كبيرة فأجره علي الله تعالي و من استدان لاخوانه و أعانهم فأنا الضامن علي الله إن بقاه قضاه و إن قبضه حمله عنه و إذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهانوا النعمة في هذا اليوم و ليبلغ الحاضر الغائب و الشاهد البائن و ليعد الغني علي الفقير و القوي علي الضعيف أمرني رسول الله (ص) بذلك ثم أخذ (ص) في خطبة الجمعة و جعل صلاة جمعته صلاة عيده و انصرف بولده و شيعته إلي منزل أبي محمد الحسن بن علي (ع) بما أعد له من طعامه و انصرف غنيهم و فقيرهم برفده إلي عياله" مصباح‏المتهجد، ص 752.

2. عبادت در اين عيد

عَنْ أَبِي هَارُونَ عَمَّارِ بْنِ حَرِيزٍ الْعَبْدِيِّ قَالَ:" دَخَلْتُ عَلَي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِي الْيَوْمِ الثَّامِنَ عَشَرَ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ فَوَجَدْتُهُ صَائِماً فَقَالَ لِي: هَذَا يَوْمٌ عَظِيمٌ عَظَّمَ اللَّهُ حُرْمَتَهُ إِلَي أَنْ قَالَ: فَقِيلَ لَهُ: مَا ثَوَابُ صَوْمِ هَذَا الْيَوْمِ؟ قَالَ: إِنَّهُ يَوْمُ عِيدٍ وَ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ وَ يَوْمُ صَوْمٍ شُكْراً لِلَّهِ وَ إِنَّ صَوْمَهُ يَعْدِلُ سِتِّينَ شَهْراً مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُمِ" مصباح‏المتهجد، ص 737.

روزه آن روز كفّاره شصت سال گناه و معادل با روزه عمر دنيا و صد حج و عمره مستحبّي. مفاتيح الجنان‏.

يك درهم مساوي است با هزار درهم.

دو برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر، شب عيد فطر مردم مورد عفو قرار مي‏گيرند.

قَالَ الصَّادِقُ (عليه السلام) إِنَّهُ يَوْمُ عِيدٍ وَ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ وَ يَوْمُ صَوْمٍ شُكْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ مصباح‏المتهجد، ص 737.

3. شعار ملاقات‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ المتمسكين بولاية أمير المؤمنين و الائمة (عليه السلام)

4. صيغه اخوت‏

قال المُحدِّثُ النُّورِي (ره):" قُلْتُ لَمْ نَعْثُرْ عَلَي النَّصِّ الَّذِي أَشَارَ إِلَيْهِ وَ لا عَلَي كَيْفِيَّةِ هَذَا الْعَقْدِ فِي مُولَّفٍ إِلا فِي كِتَابِ زَادِ الْفِرْدَوْسِ لِبَعْضِ الْمُتَأَخِّرِينَ قَالَ فِي ضِمْنِ أَعْمَالِ هَذَا الْيَوْمِ الْمُبَارَكِ وَ يَنْبَغِي عَقْدُ الاخُوَّةِ فِي هَذَا الْيَوْمِ مَعَ الاخْوَانِ بِأَنْ يَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَي عَلَي يُمْنَي أَخِيهِ الْمُومِنِ وَ يَقُولَ وَاخَيْتُكَ فِي اللَّهِ وَ صَافَيْتُكَ فِي اللَّهِ وَ صَافَحْتُكَ فِي اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ وَ كُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ الائِمَّةَ الْمَعْصُومِينَ (عليه السلام) عَلَي أَنِّي إِنْ كُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِي بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا أَدْخُلُهَا إِلا وَ أَنْتَ مَعِي فَيَقُولُ الاخُ الْمُومِنُ (آنگاه طرف برادر مؤمن بگويد:) قَبِلْتُ فَيَقُولُ (بعد مي‏گويد:) أَسْقَطْتُ عَنْكَ جَمِيعَ حُقُوقِ الاخُوَّةِ مَا خَلا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّيَارَةَ" مستدرك‏الوسائل، ج 6، ص 278.

8. تبريك به حضرت علي (عليه السلام)

علامه اميني در جلد 1، 60 مدرك از اهل سنت مي‏آورد كه روز غدير خم ابوبكرو عمر نزد علي (عليه السلام) آمدند و تبريك گفتند.

در تفسير المنار جلد 6، ص 155.

عيد غدير رسول اكرم (ص) عمّامه‏اي را به نحو مخصوصي كه نشانه عظمت باشد، دور سر حضرت علي (عليه السلام) بست.

نام عمّامه رسول اكرم (ص) سحاب بود و شيعه كه مي‏گويد علي في السّحاب مرادش اين است. اگر عدّه‏اي او را مسخره مي‏كنند كه علي در ابرهاچه مي‏كند اطلاعي از اين ماجرا ندارد. الغدير، ج 1.

9. موارد اتفاقات مصادف با روز غدير

روز قبولي اعمال شيعيان و برطرف شدن غم‏ها است.

روزي است كه موسي (عليه السلام) بر ساحران غلبه كرد.

روزي است كه آتش را بر ابراهيم (عليه السلام) سرد و سلامت قرار داد.

روزي است كه موسي (عليه السلام) يوشع بن نون را وصي خود قرار داد.

روزي است كه عيسي (عليه السلام) شمعون را وصي خود قرار داد و سليمان (عليه السلام) رعيّت خود را بر جانشيني آصف بن برخيا گواه گرفت.

روزي است كه حضرت محمد (ص) ميان مردم برادري برقرار كرد.

10. غدير در كلمات امام راحل (ره)

روز عيد غدير روزي است كه رسول الله (ص) طبقه حكومت را معين فرمودند و الگوي حكومت اسلامي را تا آخر تعيين فرمودند. صحيفه نور، ج 3، ص 197

ارزش غدير براي آن است كه با اقامه ولايت؛ يعني با رسيدن حكومت به دست صاحب حق، همه اين مسائل حل مي‏شود و همه انحرافات از بين مي‏رود. صحيفه نور، ج 20، ص 29

اگر پيامبر اكرم غير از اين موجود (علي ابن ابيطالب) تربيت نكرده بود براي او كافي بود. صحيفه نور، ج 10، ص 174

غدير؛ يعني از حج چگونه بايد استفاده كرد. صحيفه نور، ج 19، ص 41

غدير مهر طومار حج است. فقها، علما، پهلوانان، فلاسفه، عباد، زهاد همه علي را از خود مي‏دانستند و مي دانند. صحيفه نور، ج 19، ص 63

در دعاي غدير مي‏خوانيم: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عليه السلام) نه تمسك به محبت. صحيفه نور، ج 18، ص 126

غدير علي را نساخت، علي سبب پيدايش غدير شد.

غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد و روشي كه حضرت امير پيش گرفته است بايد روش ملت ها و دست اندركاران باشد. صحيفه نور، ج 20، ص 28

غدير؛ يعني نشان دادن مصلحت، مسلمين به اندازه ضرورت مشاور بگيرند نه اندازه دلخواه، به اندازه ضرورت خدمت گزار بگيريد نه اندازه دلخواه. صدا و سيما و روزنامه‏ها و كتابهاي مدارس هرچه مي‏نويسند بايد به مصلحت و رشد مردم باشد.

معناي سير و سلوك گوشه‏گيري نيست. ابراهيم، موسي و علي اهل سير و سلوك بودند، ولي عليه نمرود و فرعون قيام كردند. صحيفه نور، ج 20، ص 30