مسئلۀ شرق و غرب و تربیت جوانان در آخرین پیام امام خمینی
159 بازدید
تاریخ ارائه : 10/27/2012 12:09:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 برای آنهایی که به زندگی نامه و آثار حضرت امام خمینی آشنایی دارند ، معلوم است که ایشان:

  1. در اکثر کتب ، نوشته ها و سخنرانی ها بارها به مسئلۀ شرق وغرب ،
  2. فرهنگ شرقی و غربی ،
  3. کشورهای شرقی و غربی و نهایت شرقزدگی و غربزدگی مردم نقاط مختلف جهان اشاره ها نموده است
  4. و لذا موضوع شرق و غرب را می توان یکی از موضوعات کلیدی آثار امام خمینی محسوب نمود.
  5. بیهوده نیست که در زمان انقلاب اسلامی نیز یکی از زنده ترین شعارها ، شعار "نه شرقی ، نه غربی - جمهوری اسلامی " بود.
  6. اما نباید فراموش نمود که مسئله و اصل " نه شرقی ، نه غربی" برای نخستین بار از جانب انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی و شخص خود امام خمینی مطرح نگردیده است ،
  7. بلکه مسئلۀ مذکور سابقۀ طولانی دارد.

    در ایران قبل از این نظریه موازنۀ منفی از جانب مرحوم مدرس مطرح گردیده بود.
  8. در جهان کیها است که جنبش عدم تعهد مطرح است که هر دو این جنبش جانبدار نظریۀ اصلی "نه شرقی ، نه غربی" می باشند.
  9. یعنی اینها اصل کار خود را قطع وابستگی از ابرقدرت های جهانی می دانند.

10.  جالب توجه است که بنیان گزاران جنبش عدم تعهد در جهان اشخاصی مثل: تیتا ، ناصر ، نهرو بودند

11.  و می خواستند در مقابل موجود عصر دو مرکز قدرت مسلط

12.  ، یعنی قطب شرق و قطب غرب،

13.  یک جریان سوم را ایجاد کنند و خودرا از زیرپنجه و تأثیر این دو قطب آزاد سازند،

14.  به خود متکی باشند و سرنوشت خود را خود تعیین و مشخص سازند.

اما بررسی وضعیت فکری و سیاسی بنیان گزاران جنبش عدم تعهد و نتیجه ای که از حرکت و فعالیت آنها به بار آمد ،

15.  نشان می دهد که آنها در راه برگزیدۀ خود به طور کامل کامیاب نبوده اند.

16.  مثلاً : تیتا در آثار نظری خود از عدم وابستگی به قطب سوسیالیستی دم می زد و از جانب دیگر مبلغ سوسیالیسم علمی و پیرو آن بود.

17.  برخلاف تیتا ، ناصر برای اثبات و ساختن پایگاه نظری خود سوسیالیسم آمیخته با ناسیونالیسم عربی را پیشنهاد می کرد

18.  و طوری که در تاریخ نوشته شده زمانی این سیاستمدار با نظریۀ مذکور شور و ولوله ای در دنیای عرب برپا کرده بود.

19.  بنیانگزار سوم جنبش عدم تعهد، جواهر لعل نهرو بود که مثال و نمونۀ پیشنهادی او انقلاب هند و برقراری و استقرار لیبرالی بود.

20.  البته هر یک از این نظریه پردازان در تثبیت دیدگاه های خویش دلیل و برهان زیادی ارائه می دارند

21.  و در این مطلب ما قصد آن نداریم که به جزئیات افکار واندیشه های آنها وارد شویم.

22.  سرچشمه و منشاء رژیم های شرقی و غربی و نظام های جهان خوار شرق و غرب نوعی بینش خاص است که در طول چند عصر اخیر در دنیا نسبت به انسان و جهان پیدا شده است

23.  و تا زمانی که قومی ، ملّتی و مردمی خویش را از این بینش رها نسازد و بینش مناسب با شأن و منزلت و مقام انسان پیدا نکند ،

از اصل شرق و غرب سخن گفتن کار بیهوده است.لذا باید تأکید کرد که بزرگی حضرت امام خمینی در آن بود که ایشان توانستند چنین بینش را در جامعۀ ایرانی بوجود آورند.

همان گونه که ذکر نمودیم ،

24.  حضرت امام خمینی در تمام عمر خویش روی این موضوع اندیشه می کردند

25.  و در مناسبات گوناگون روی آن اشاره ها داشتند.

26.  این موضوع پس از چندین سال پیروزی انقلاب اسلامی در پیامی که در سال ( 1987 م.) برای حجاج ارائه داده بودند ، تکرار شده بود :

"آری، شعار نه شرقی ، نه غربی شعار اصولی انقلاب اسلامی در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده و ترسیم کنندۀ سیاست واقعی عدم تعهد کشورهای اسلامی و کشورهایی است که در آیندۀ نزدیک با یاری خدا اسلام را بعنوان تنها نجات بخش بشریت می پذیرند و ذره ای هم از این سیاست عدول نخواهد شد و کشورهای اسلامی و مردم مسلمان جهان نباید وابسته به غرب ، اروپا ، آمریکا و نه وابسته به شرق و شوروی باشند ".

مسئله شرق و غرب مخصوصاً در آخرین پیام و یا وصیت نامۀ سیاسی حضرت امام خمینی به صورت همه جانبه در ارتباط با مسایل مختلف جامعۀ جهانی و ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است که ما در این نوشته برخی از نکات آنرا مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.

27.  مخصوصاً به نکاتی توجه می کنیم که:

28.  در تربیت جوانان ، پرورش اساس وطن دوستی آنها و افتخار و غرور ملی و خویشتن شناسی نهایت مهم و مؤثرند.

29.  امام راحل در یکی از قسمت های " آخرین پیام " خاطر نشان می سازد که منظور از پیام هرگز بازی نردن با قلب جوانان و یا جلب نظر جوانان به خاطر به دست آوردن مقامی نیست ،

30.  زیرا پیام زمانی به دست مردم رسید که ایشان دار فانی را وداع گفته بودند.


امام تأکید می کند:

31.  "آرزوی من آن است که جوانان شایستۀ سرزمین ایران جوانی خود را در راه خداوند و آبادی و شکوفایی جمهوری اسلامی ایران صرف نمایند".

32.  حضرت امام خمینی جامعۀ قبل از انقلابی و وضع فکری و دیدگاه دست اندرکاران نظام وقت را تحلیل و بررسی نمود،

در ضمن اظهار داشت:

33.  "در طول سالیان متمادی ابرقدرت های استکبار تلاش نموده اند جامعه روحانیت را به انزوا بکشند.

34.  این نقشه در زمان رضا شاه اوج گرفت و در زمان سلطنت فرزندش محمد رضا،

35.  شکل و شیوه های جدید پیدا نمود که

36.  یکی از اهداف آن ایجاد نزاع و تفرقه میان دانشگاهیان و روحانیت بود.

37.  در این راستا رژیم شاهی به کامیابی های نظر رسمی دست یافت

38.  و نقشۀ ابرقدرت ها را عملی ساخت.

39.  طبق نقشه های از قبل طرح ریزی شده در دبستان ها ،

40.  دانشگاه ها ، مؤسسه های فرهنگی و... مدیران آنها از غربزدگان و شرقزدگان و اشخاص منحرف و غیر متدین تعیین می شوند

41.  و می خواهند نسلی را پرورش دهند که در آینده حکومت را بر دست گیرد

42.  و کلاً از ادیان و بویژه اسلام متنفر باشد. از سوی دیگر ، روحانیون و پیروان دین را با تبلیغات به دروغ از دانشگاهیان می ترسانند".


حضرت امام خمینی بعد از تفسیر و تشریح مسئلۀ مذکور چنین می نویسد :

43.  " توصیۀ اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند

44.   و دانشگاهیان و جوانان برومند و عزیز هر چه بیشتر با روحانیون و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوار سازند

45.   و از نقشه و طوطئه های دشمنان غدار غافل نباشند

46.   و به محض اینکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار یا رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنها افکند ،

47.   او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر مؤثر نبود ،

48.   او را به انزوا کشانند و نگذارند که انزوا ریشه دواند

49.  که سرچشمه را می توان به آسانی گرفت

50.   و مخصوصاً اگر در میان اساتید کسی پیدا شد که می خواهد این فتنه ها را ایجاد کند ،

51.   او را ارشاد و اگر نشد ،

52.  از خود و کلاس خود طرد کنند ".

 حضرت امام خمینی در آخرین پیام همچنین بارها تأکید می نماید که عمده ترین هدفی که ابرقدرت ها نسبت به کشورهای استعمار زده پیشاروی خود داشتند ، عبارت بود از:

53.  بیگانه نمودن آنها از سرچشمه های فرهنگی و غربزده و شرقزده نمودن آنها.

54.   آنها در این زمینه به گونه ای پیشروی نموده بودند که جانبداران و خدمت گزاران حلقه به گوش آنها فرهنگ و مردمیت خود را به هیچ گرفتند

55.  و غرب وشرق- دو قطب قدرتمند- نژاد برتر و فرهنگ آنها را والاتر و دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند.

56.  امام راحل این کار آنها را برای ملت ستمدیدۀ ایران نهایت فاجعه بار و ناخوش آیند تلقی می کند

57.   و خاطر نشان می سازد که بدبختی در آن است که این دسته از خدمت گزاران داخلی مدت طولانی مردم را نگاه داشتند.

58.   ابرقدرت ها در عین حال با پیشرفت های خود ملت ما را به گونه ای در ترس و وحشت نگاه داشتند که هر کدام از ما جرئت ابتکار را از دست دادیم

59.  . در جامعه به گونه ای فضاسازی نمودند که ما همه چیز خود و سرنوشت خود را به آنها سپردیم

60.  و همه مطیع و فرمان بردار هستیم.

 امام خاطر نشان می نماید:

61.  " این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم

62.   و کورکورانه از شرق و غرب تقلید کنیم".

63.  حضرت امام خمینی در این قسمت منظرۀ اصلی جامعۀ غربزدۀ قبل از انقلابی و دیدگاه های کشور های مختلف جامعۀ آن روز را با ذکر دلایل و ارقام ساده ترسیم می نماید.

از خواندن پیام امام معلوم می گردد که :

64.  تأثیر سیاست های ابرقدرت های آن روز به گونه ای بود که در تمام اقشار جامعه نفوذ کرده بود.

65.  به نوشتۀ امام ، در آن روزگار مخصوصاً نویسندگان و اهل ادب غربزده و شرقزده تمام فرهنگ و آثار خودی را پوچ و ناچیز می دانستند ،

66.   مورد انتقاد قرار می دادند و برعکس آداب و رسوم بیگانگان را ستایش می کردند ،

67.   هر چند بدون ارزش بودند.

امام می نویسد :

68.   " فی المثل در کتاب یا گفتاری چند واژۀ فرنگی باشد ، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته و گوینده و نویسندۀ آن را دانشمند و روشنفکر به حساب می آورند و از گهواره تا قبر به هر چه بنگریم ،

69.  اگر به واژۀ غربی اسمگذازی شود ، مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن محسوب و اگر واژه های بومی و خودی به کار رود ،

70.   مطرود و کهنه و واپسزده خواهد بود

71.  . کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند ، مفتخر

72.   و اگر نام خودی دارند ، سر به زیر و عقب افتاده اند.

73.  خیابان ها ، کوچه ها ، مغازه ها ، شرکت ها ، داروخانه ها ، کتابخانه ها ، پارچه و دیگر کالا هر چند در داخل تهیه شده ، باید نام خارجی داشته باشد ، تا مردم از آن راضی و به آن اقبال کنند ".


امام خمینی مسئلۀ غربزدگی و شرقزدگی جامعۀ ایران قبل از انقلاب را بسیار عمیق، عالمانه و گسترده تحلیل و بررسی می نماید به گونه ای که هیچ چیزی از چشم او نهان نمی ماند.

74.  از دیدگاه امام ، برای غربزدگان و شرقزدگان رفتن به کشورهایی مثل انگلستان ، فرانسه ، روسیۀ و ... مایۀ فرهنگ داشتن است ،

75.  ولی سفر حج و زیارت اماکن مقدس نشان کهنه پرستی و عقب ماندگی است ،

76.  یا اینکه بی اعتنایی به مذهب و معنویات را نشانۀ روشنفکری محسوب می کردند

77.  و درمقابل تعهد به این امور عقب ماندگی و کهنه پرستی تلقی می شد.

78.  به همین دلیل ، در نتیجۀ چنین سیاست های برغلط بود که امام راحل تأکید می کند :

79.  ما امروز در چنین ورطه ای قرار داریم.

80.   بی ارزش و ناچیز نشان دادن میراث گذشته ما را از مسیر پیشرفت و تمدن به انحراف کشیده است.

 امام در ادامه می نویسد :

81.   " باید هوشیار ، بیدار و مقاوم باشید که سیاست بازان پیوسته به شرق و غرب یا وسوسه های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین المللی نکشند

82.  و با ارادۀ مصمم ، فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگی ها قیام کنید و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا ، آمریکا و شوروی کم ندارد

83.   و اگر خودی خود را بیابید ، یأس را از خود دور کند و چشمداشت به غیرخود نداشته باشید در دراز مدت قدرت  همه چیز را دارید

84.  و آنچه سایر انسان ها یک شبه به آنان به آن رسیده اند،

85.  شما هم خواهید رسید به شرط اتکا به خداوند ، اتکا به نفس ، قطع وابستگی از دیگران ، تحمل سختی ها ، رسیدن به زندگی شرافت مندانه و خارج شدن از سلطۀ اجانب ".

نکتۀ دیگری که در آخرین پیام روی آن توجه زیادی صورت گرفته است

86.  موضوع دانشگاه و دانشگاهیان می باشد که به طور مستقیم به مسئلۀ اولی ، یعنی غربزدگی و شرقزدگی مرتبط می شود.

امام بر این عقیده بود که :

87.  یکی از خیانت های ابرقدرت ها که به دست دشمنان خانگی انجام می شود،

88.   زیر تأثیر خود گرفتن مراکز تعلیمی و دانشگاهیست.

89.   آنها می خواهند در دانشگاه جوانان را از فرهنگ و ادب خودی جدا و بیگانه سازند

90.   و دولتمردان را از میان آنهایی انتخاب کنند که تحت امر آنها باشند.

حضرت امام تأکید می نمایند که:

91.   برای ابرقدرت ها این بهترین روش غارت کشورها و در عقب ماندگی نگه داشتن آنها است.

 این است که در جایی از این پیام تأکید می دارد :

92.   "پس اکنون دانشگاه ها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است

93.  و بر همۀ ما لازم است به متصدیان کمک کنیم

94.  و برای همیشه نگذاریم دانشگاه ها به انحراف کشیده شوند

95.   و هر جا انحرافی به چشم خورد، با اقدام سریع به رفع آن کوشیم

96.   و این امر حیاتی باید در مرحلۀ اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهی انجام گیرد

97.   که نجات دانشگاه از انحراف ، نجات کشور و ملت است ".

امام خمینی در این قسمت پیام :

98.  نخست به جوانان ، دوم به اولیا و نهایت به روشنفکران و ضیائیان مراجعت نموده و تقاضا می کند که :

99.  در اجرای این امر مهم سهیم باشند وسعی وکوشش به خرج دهند

  1. تا کشور را از آسیب و زیان مصون نگه دارند
  2.  و دانشگاه را سالم به نسل بعدی بسپارند.

سپس ، به نسل های آینده هشدار می دهد که:

  1.  دانشگاه را از انحراف ، غربزدگی و شرقزدگی نگاه دارند
  2. و با این عمل انسانی و اسلامی خود دست ابرقدرت ها را از خاک ایران کوتاه
  3.  و آنها را ناامید و مأیوس دارند.

حضرت امام خمینی در بخش دیگری از وصیت نامۀ سیاسی خویش باز هم به مسئلۀ مراکز تعلیمی و آموزشی ، کودکستان ها و دانشگاه ها رجوع می نماید و خاطر نشان می نماید که:

  1.  در نیم قرن آخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه های هلاکت بار و مرگ بار زده ،
  2.  بیشتر نیش از سوی دانشگاه ها بوده است.
  3.  اگر این دانشگاه ها واقعاً هم دارای برنامه های ملی می شدند و در راه منافع کشور گام برمی داشتند ،
  4. ایران و ملت رنج کشیدۀ آن هرگز در بند ظلم انگلیس ، آمریکا و شوروی نمی ماند ،
  5. هیچ وقت پای مشاوران خارجی به ایران باز نمی شد
  6.  و هرگز خاندان پهلوی و وابسته های آن مال و ثروت ملت را نمی توانستند به غارت ببرند.
  7. امام با افسوس و دریغ ذکر می کند که دانشگاه ها با دست کسانی اداره می شد که تقریباً همگی از غربزدگان و شرقزدگان
  8. با برنامه و نقشۀ طرح ریزی شده و صاحب کرسی های ریاست بودند
  9.  و جوانان عزیز و مظلوم ایرانی به ناچار دردامن این وابستگان و غلامان ابرقدرت ها تربیت می شدند.

امام در پایان این بخش می نویسد :

  1. "وصیت اینجانب به جوانان عزیز ، دانشسراها ، دبیرستان ها و دانشگاه ها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند ،
  2. تا استقلال و آزادی خود ، کشور و ملت خودشان مصون باشد ".

مسئلۀ دیگر که بیش از هر چیز دیگری برای حضرت امام خمینی باعث اضطراب و نگرانی بود و ایشان در آخرین پیام به آن خیلی موشکافانه اظهار نظر نموده اند ، موضوع رسانه های جمعی و خبری است.

  1.  طوری که حضرت امام خمینی اشاره می فرمایند :
  2.  "خیانت رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات ، سینما و تئاتر در تخریب و تخدیر نسل جوان در 50-60 سال اخیر بسیار بزرگ است".
  3. این دستگاه ها مخرب با نقشه های از قبل طرح ریزی شده تلاش کردند مظاهر زندگی غربی را تبلیغ و ترویج نمایند ، "
  4. به طوری که افتخار بزرگ فرنگی مآب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن ،
  5. بویژه در خانم های مرفه یا نیم مرفه بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیر ممکن بود ".

در این بخش امام نقش مخرب مجلات را در تبلیغ عکس های مفتضح و مقالات ضد فرهنگی آنها یادآور می شوند و اظهار می دارند که:

  1.  هدف از همۀ این کارها کشاندن جامعه به سوی غرب و شرق بود.

بعد از ترسیم و بازتاب نمودن ماهیت اصلی دستگاه تبلیغاتی رژیم پهلوی چنین می نگارد :

  1.  اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده ، رئیس جمهور ، رؤسای جمهوری مابعد ، شورای قضائی و دولت در هر زمان آن است که نگذارند
  2.  این دستگاه های خبری ، مطبوعات و مجلات از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند
  3.  و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود ،
  4.  از نظر عقل و اسلام محکوم است ".
  5. در پایان این گفتار لازم به تذکر است که آخرین پیام امام راحل با وجود آنکه از تألیف آن سالها می گذرد ،
  6.  قیمت و ارزشش رو به فزونی است.
  7. در اینکه احکام آن در تربیت و پرورش نسل جوان ایران زمین از اهمیت بلاوصف برخوردار است ، جای سخن نیست.
  8. آخرین پیام از هر نگاه - سیاسی ، فرهنگی ، اخلاق و اقتصادی- حائز اهمیت است.
  9.  جهان در دو ده سالۀ اخیر بسیار تغییر کرده است
  10. و زمانی که " آخرین پیام " را مطالعه می کنید ،
  11. نکات زیادی به چشم می خورد که مصداق آنرا در دیگر جماهیر نیز می توان به مشاهده گرفت.
  12. امروز غربیان و شرقیان می خواهند با هر روش و شیوه فرهنگ خود را به ما تحمیل کنند.
  13.  پس ما باید هوشیار باشیم و در راه خود آگاهی و بیداری باید از آخرین پیام درس آموزیم./ک

    گروه تحقیق وتفسیرایران شرقی – 17اردیبهشت ماه1391
    http://www.iransharghi.com