گناه‏واقسام آن‏
111 بازدید
تاریخ ارائه : 12/11/2012 1:02:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان
گناه‏واقسام آن‏ معناى گناه‏ گناه به معنى خلاف است و دراسلام هر کارى که برخلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مى‏شود. گناه هر چند کوچک باشد چون نافرمانى خداست، بزرگ است. رسول اکرم صلى الله علیه و آله در سخنى به ابوذر فرمودند: «لاتنظر الى صغر الخطیئة و لکن انظر الى من عصیته» «1» «کوچکى گناه را ننگر، بلکه بنگر چه کسى را نافرمانى مى‏کنى!.» واژه‏هاى گناه در قرآن‏ در زبان قرآن و پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام با واژه‏هاى مختلف، از گناه یاد شده است، که هر کدام گویى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر مى‏دارد و بیانگر گوناگون بودن گناه است. واژه‏هایى که در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از: 1- ذنب 2- معصیت 3- اثم 4- سیئه 5- جرم 6- حرام 7- خطیئه‏ 8- فسق 9- فساد 10- فجور 11- منکر 12- فاحشه 13- خبث 14- شر 15- لمم 16- وزر و ثقل 17- حنث‏ ______________________________ (1). مجموعه ورام، ج 2 ص 53 1- ذنب‏، به معنى دنباله است، چون هر عمل خلافى یک نوع پى‏آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروى یا دنیوى دارد؛ این واژه، در قرآن 35 بار آمده است. 2- معصیت‏، به معنى سرپیچى و خروج از فرمان خدا و بیانگر آن است که انسان از مرز بندگى خدا بیرون رفته است؛ این واژه در قرآن 33 بار آمده است. 3- اثم‏، به معناى سستى و کندى و واماندن و محروم شدن از پاداش‏ها است زیرا در حقیقت گنهکار یک فرد وامانده است و مبادا خود را زرنگ پندارد؛ این واژه در قرآن 48 بار آمده است. 4- سیئه‏، به معنى کار قبیح و زشت است که موجب اندوه و نکبت گردد، در برابر «حسنه‏» که به معنى سعادت و خوشبختى است؛ این واژه 165 بار در قرآن آمده است. کلمه «سوء» از همین واژه گرفته شده که 44 بار در قرآن آمده‏است. 5- جُرم‏، در اصل به معنى جدا شدن میوه از درخت و یا به معنى پست است، جریمه و جرایم از همین ماده مى‏باشد، جرم عملى است که انسان را از حقیقت، سعادت، تکامل و هدف جدا مى‏سازد؛ این واژه 61 بار در قرآن آمده است. 6- حرام‏، به معنى ممنوع است، چنانکه لباس احرام لباسى است که انسان در حج و عمره مى‏پوشد و از یکسرى کارها ممنوع مى‏شود. و ماه حرام ماهى است که جنگ در آن ممنوع مى‏باشد و مسجد الحرام یعنى مسجدى که داراى حرمت و احترام خاصى بوده، و ورود مشرکین به آن ممنوع است؛ این واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است. 7- خطیئه‏، غالباً به معنى گناه غیر عمدى است. و گاهى در معنى گناه‏ بزرگ نیز استعمال شده است، چنانکه آیه 81 سوره بقره و 37 سوره الحاقه بر این مطلب گواه مى‏باشد. این واژه در اصل حالتى است که براى انسان بر اثر گناه پدیدمى آید و او را از طریق نجات، قطع مى‏کند، و راه نفوذ انوار هدایت به قلب انسان را مى‏بندد. «1» این واژه 22 بار در قرآن آمده است. 8- فسق‏، در اصل به معنى خروج هسته خرما از پوست خود مى‏باشد، و بیانگر خروج گنهکار از مدار اطاعت و بندگى خدا است که او با گناه خود حریم و حصار فرمان الهى را شکسته و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است؛ این واژه 53 بار در قرآن آمده است. 9- فساد، به معنى خروج از حدّ اعتدال است که نتیجه اش تباهى و به هدر رفتن استعدادها است؛ این واژه 50 بار در قرآن آمده است. 10- فجور، به معنى دریدگى و پاره شدن پرده‏ى حیا و آبرو و دین است که باعث رسوایى مى‏گردد؛ و 6 بار در قرآن آمده است. «2» 11- منکر، در اصل از انکار به معنى نا آشنا است، چرا که گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نیست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بیگانه مى‏شمرد؛ این کلمه 16 بار در قرآن آمده و بیشتر در عنوان نهى از منکر، طرح شده است. 12- فاحشه‏، به سخن و کارى که در زشتى آن تردیدى نیست، فاحشه گویند. در مواردى به معنى کار بسیار زشت و ننگین و نفرت‏آور به کار مى‏رود؛ این واژه 24 بار در قرآن آمده است. 13- خبث‏، به هر امر زشت و ناپسند، خبیث گویند در مقابل «طیّب‏» به‏ معناى پاک و دل‏پسند. این واژه در 16 مورد از قرآن بکار رفته است. ___________________________ (1). المیزان، ج 1 ص 218 (2). مفردات راغب، ص 373 14- شرّ، به معنى هر زشتى است که نوع مردم از آن نفرت دارند، و بر عکس، واژه‏ى «خیر» به معنى کارى است که نوع مردم آن را دوست دارند، این واژه غالباً درمورد بلاها و گرفتارى‏ها استعمال مى‏شود، ولى گاهى نیز در مورد گناه به کار مى‏رود، چنانکه در آیه 8 سوره زلزال به معنى گناه به کار رفته است. 15- لمم‏، (بر وزن قلم) به معنى نزدیک شدن به گناه وبه معنى اشیاى اندک است و در گناهان صغیره بکار مى‏رود. و در قرآن یکبار آمده است. 16- وزر، به معنى سنگینى است، و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به کار مى‏رود، «وزیر» کسى است که کار سنگینى از حکومت را به دوش خواهد کشید، این واژه در قرآن 26 بار آمده است. گاهى در قرآن واژه «ثقل‏» نیز که به معنى سنگینى است در مورد گناه به کار رفته است، چنانچه آیه 13 سوره عنکبوت به این مطلب دلالت دارد. 17- حنث‏، (بر وزن جنس) در اصل به معنى تمایل به باطل و بازخواست آمده است و بیشتر در مورد گناه پیمان شکنى و تخلف، بعد از تعهد، آمده است. این واژه دوبار در قرآن آمده است. این واژه‏هاى هفده گانه هر کدام بیانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاکى از گوناگونى گناه مى‏باشند، و هر یک با پیام مخصوص و هشدار ویژه‏اى، انسان‏ها را از ارتکاب گناه برحذر مى‏دارند. اقسام گناه‏ علماى اسلام از قدیم گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده‏اند: 1- گناهان کبیره (بزرگ). 2- گناهان صغیره (کوچک). این تقسیم بندى از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است؛ در قرآن چنین مى‏خوانیم: «ان تجتنبوا کبائر ماتنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریماً» «1» «اگر از گناهان کبیره‏اى که از آن نهى شده‏اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را مى‏پوشانیم وشما را در جایگاه خوبى وارد مى‏سازیم.» و در جاى دیگر آمده است: «و وضعَ الکِتاب فَترىَ الُمجرمینَ مُشفِقینَ ممّا فیهِ و یقُولونَ یا ویلتنا ما لِهذا الکِتاب لایُغادِر صغیرة وَلا کَبیرةً الا احصاها» «2» «و کتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهکاران را مى‏بینى که از آنچه در آن است، ترسان و هراسناکند، و مى‏گویند: اى واى بر ما، این‏ چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى نیست، مگر اینکه آن را شماره کرده است؟» ______________________________ (1). نساء/ 31 (2). کهف/ 49 و در آیه‏اى دیگر مى‏خوانیم: «الّذین یَجتَنبون کبائِرَ الاثم و الفَواحش الّا اللَمَم انّ ربّک واسعُ المَغفرة ...» «1» « (نیکوکاران) کسانى هستند که از گناهان بزرگ و زشتى ها، جز گناهان کوچک پرهیز مى‏کنند، بى‏گمان آمرزش پروردگارت وسیع است.» و درباره‏ى بهشتیان مى‏خوانیم: «و الَّذینَ یَجتَنِبُون کبائِر الاثمِ و الْفَواحِش» «2» « (مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنانکه از گناهان بزرگ و کارهاى زشت پرهیز مى‏کنند.» و درباره‏ى مغفرت الهى مى‏خوانیم: «انّ اللهّ لایَغفر ان یُشرکَ به و یَغفِر ما دونَ ذلک لِمن یشآء و من یُشرک بِاللّه فَقد افتَرى‏ اثماً عَظیماً» «3» «خداوند (هرگز) شرک را نمى‏بخشد و پایین‏تر از آن را براى هرکس بخواهد (و شایستگى داشته باشد) مى‏بخشد و آن کس که براى خدا شریکى قایل گردد، گناه بزرگى انجام داده است.» از این آیات به روشنى استفاده مى‏شود، که گناهان، دو گونه‏اند: کبیره و صغیره و همچنین استفاده مى‏شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است. ______________________________ (1). نجم/ 32 (2). شورى/ 37 (3). نساء/ 48 گناهان کبیره از دیدگاه امام خمینى قدس سره‏ در کتاب تحریر الوسیله امام خمینى قدس سره در مورد معیار گناهان کبیره، چنین آمده است: 1- گناهانى که در مورد آنها در قرآن یا روایات اسلامى وعده‏ى آتش دوزخ، داده شده باشد. 2- از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است. 3- دلیل، دلالت دارد که آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان کبیره است. 4- عقل، حکم کند که فلان گناه، گناه کبیره است. 5- در ذهن مسلمینِ پاى‏بند به دستورات الهى، چنین تثبیت شده که فلان گناه، از گناهان بزرگ است. 6- از طرف پیامبر صلى الله علیه و آله یا امامان علیهم السلام در خصوص گناهى تصریح شده که از گناهان کبیره است. سپس مى‏گویند: گناهان کبیره، بسیار است، بعضى از آنها عبارتند از: 1- نا امیدى از رحمت خدا. ______________________________ (1). کافى مترجم، ج 3 ص 392. به نقل از علامه مجلسى که او این موارد را از شیخ بهائى نقل نموده است‏ 2- ایمن شدن از مکر خدا. 3- دروغ بستن به خدا یا رسول خدا صلى الله علیه و آله و یا اوصیاى پیامبر علیهم السلام‏ 4- کشتن نا بجا. 5- عقوق پدر ومادر. 6- خوردن مال یتیم از روى ظلم. 7- نسبت زنا به زن با عفت. 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن. 9- قطع رحم. 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى. 14- سوگند دروغ. 15- کتمان گواهى. (در آنجا که گواهى دادن واجب است) 16- گواهى به دروغ. 17- پیمان شکنى. 18- رفتار بر خلاف وصیّت. 19- شرابخوارى. 20- رباخوارى. 21- خوردن مال حرام. 22- قمار بازى. 23- خوردن مردار و خون. 24- خوردن گوشت خوک. 25- خوردن گوشت حیوانى که مطابق شرع ذبح نشده است. 26- کم فروشى. 27- تعرّب بعد از هجرت. یعنى انسان به جایى مهاجرت کند که دینش را از دست مى‏دهد. 28- کمک به ستمگر. 29- تکیه بر ظالم. 30- نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر. 31- دروغگویى. 32- تکبر. 33- اسراف و تبذیر. 34- خیانت. 35- غیبت. 36- سخن چینى. 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبک شمردن فریضه حج. 39- ترک نماز. 40- ندادن زکات. 41- اصرار بر گناهان صغیره‏