زمینه‏هاى خانوادگى گناه‏
78 بازدید
تاریخ ارائه : 12/29/2012 11:21:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

زمينه‏هاى خانوادگى گناه‏

يكى ديگر از زمينه‏ها كه نقش بسزايى براى سوق دادن انسان به سوى گناه دارد زمينه‏هاى بد خانوادگى است چنانكه زمينه‏هاى نيك خانوادگى اثر بسيار خوبى در اجتناب از گناه خواهد داشت.

در آغاز به اين اشعار توجه كنيد:

خشت اول چون نهد معمار كج‏

 

تا ثريا مى‏رود ديوار كج‏

     

و حافظ مى‏گويد:

گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض‏

 

ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود

     

آيين اسلام كه يك آيين جامع و سازنده است براى اينكه زمينه‏هاى خانوادگى بر اساس درست پى‏ريزى شود و در نتيجه ثمرات آن نيز درست و سالم باشد از همان آغاز دستورهايى داده كه اگر بطور دقيق رعايت شود قطعاً نتايج درخشانى خواهد داشت از جمله:

1- قانون وراثت.

2- ازدواج.

3- تربيت فرزند.

4- تغذيه.

1- 2- قانون وراثت‏

امروز بر همگان روشن است و از نظر علمى و دينى از مسلمات است كه همانگونه كه فرزندان در شئون جسمى از پدر و مادر ارث مى‏برند در امور معنوى و حالات روحى نيز ارث مى‏برند.

مثلا پدر و مادرى كه شجاع، پاكدامن، با اراده و متدين هستند، نقش بسيار در انتقال اين صفات به فرزندان خود دارند.

و به عكس اگر ترسو، ناپاك، سست اراده و بى‏بندوبار باشند، مسلماً زمينه‏ساز اين صفات در فرزندان خود خواهند شد، براى توضيح بيشتر به ذكر يك آيه و چند روايت مى‏پردازيم:

1- در قرآن مى‏خوانيم كه حضرت نوح عليه السلام در مورد قوم گنهكار خود چنين نفرين كرد:

«پروردگارا! احدى از آنان را روى زمين زنده مگذار، چرا كه اگر آنها را زنده بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر بوجود نمى‏آورند.» «انك ان تذرهم يضلوا عبادك و لا يلدوا الا فاجراً كفاراً» نوح/ 27اين آيه اشاره به قانون وراثت مى‏كند كه پدر و مادر ناپاك موجب ايجاد فرزند ناپاك خواهند شد.

2- در زيارت مطلقه امام حسين عليه السلام وبعضى از زيارت‏هاى ديگر خطاب به امامان عليهم السلام مى‏خوانيم:

«أشهد أنّك كنتَ نوراً فى الأصلاب الشّامِخة و الأرحام المطهّرة لم تُنَجّسكَ الجاهليّة بِانجاسها و لم تُلبسك من مُدْلَهمّات ثيابها»

«گواهى مى‏دهم كه تو نورى بودى در پشت‏هاى بلند مرتبه و در رحم‏هاى پاك، دوران جاهليت بوسليه پليدى‏هايش تو را آلوده نساخت و تيره‏گى‏هاى جامه‏هايش را بر تن تو نكرد.»

اين عبارت معروف در زيارتنامه‏ها، اشاره به طهارت و پاكى پدران و مادران امامان معصوم عليهم السلام دارد كه آنها از هر نظر پاك بودند و قداست و پاكى را به ارث برده‏اند.

3- رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند:

«الشقى شقى فى بطن امه، و السعيد سعيد فى بطن امه» نهج الفصاحه، ص 375، بحار، ج 3 ص 44.

«انسان تيره‏بخت در رحم مادرش تيره‏بخت است و انسان سعادتمند در رحم مادرش سعادتمند است.»

يعنى انسان زمينه‏هاى سعادت و شقاوت را از والدين به ارث مى‏برد.

انتخاب همسر شجاع‏

پس از شهادت فاطمه‏ى زهرا عليها السلام اميرمؤمنان على عليه السلام تصميم گرفت ازواج كند، برادرش عقيل در نسب‏شناسى معروف بود، خانواده‏ها و قبايل را خوب مى‏شناخت، على عليه السلام موضوع تصميم ازدواج خود را با عقيل در ميان گذاشت و به او فرمود: مى‏خواهم بانويى را براى من پيدا كنى و از او خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاع و شيردل باشد.

عقيل عرض كرد: چنين زن را براى چه مى‏خواهى؟

على عليه السلام فرمود: براى اينكه داراى فرزند شجاع و دلير گردد.

عقيل گفت: چنين زنى در ميان قبيله بنى كلاب وجود دارد و او فاطمه (ام البنين) دختر حزام‏بن خالدبن ربيعه است.

عقيل از ام البنين خواستگارى كرد و حضرت على عليه السلام با او ازدواج‏ نمود و از او فرزندان رشيد و قهرمانى بوجود آمدند كه در كربلا به شهادت رسيدند، يكى از آنها حضرت عباس، قمر بنى‏هاشم عليه السلام مى‏باشد. اين فرزندان، شجاعت و .... را از دو جانب (پدر و مادر) به ارث برده‏اند. تنقيح المقال مامقانى، رياحين الشريعه، ج 3 ص 292

5- اميرمؤمنان على عليه السلام در عهدنامه‏ى خود به مالك اشتر بخصوص به افرادى كه از «بيوتات صالحه» (از خانواده‏هاى صالح و پاك) برخاسته‏اند، تكيه كرده و در يك مورد مى‏فرمايد:

«ثم الصق بذوى المروئات و الاحساب و اهل البيوتات الصالحة»

«سپس روابط خود را با افراد با شخصيت و اصيل و از خاندان‏هاى صالح بر قرار ساز.»

و در مورد ديگر مى‏فرمايد:

«و توخ منهم اهل التجربة و الحياء من اهل البيوتات الصالحة و القدم فى الاسلام» نهج البلاغه، نامه 53

«در ميان كارگزارانت آنها را كه با تجربه تر و پاكتر از خاندان صالح و پيشگامتر در اسلام هستند بر گزين.»

از اين كلام استفاده مى‏شود كه در كارهاى كليدى بايد افرادى را كه از خاندان‏هاى پاك مى‏باشند، برگزيد.

6- و نيز اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند:

«حسن الاخلاق برهان كرم الاعراق» غررالحكم، ج 1 ص 379

«خوش‏خويى‏ها نشانه نيكى رگ‏ها است.»

منظور از «نيكى رگ‏ها» همان پاكى خانوادگى است كه فرزند از پدر و مادر به ارث مى‏برد.

خاطره‏

در جنگ جمل كه در سال 36 هجرى در بصره بين سپاه على عليه السلام و سپاه عايشه و طلحه و زبير واقع شد، على عليه السلام در يك نقطه از جبهه به فرزندش محمد حنفيه فرمود: حمله كن، و از آنجا كه لشكر بصره در برابر محمد حنفيه تيراندازى مى‏كردند، محمد حنفيه منتظر ماند كه تيراندازى دشمن تمام شود، آن وقت حمله كند.

بار ديگر على عليه السلام به او فرمود: حمله كن!

او حمله كرد، ولى بين تيرها و نيزه‏ها توقف نمود و از پيشروى باز ايستاد. امام على عليه السلام به نزد او آمد:

«فضربه بقائم سيفه و قال ادركك عرق من امك» تتمة المنتهى، ص 2

«با راستاى شمشيرش به او زد و فرمود: رگى (ارثى) از مادرت به سراغ تو آمده است.»

نشانه‏هاى فرزند نامشروع‏

امام صادق عليه السلام فرمود:

«فرزند نا مشروع چند نشانه دارد:

1- ما خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را دشمن دارد. 2- به كار حرامى كه از آن به وجود آمده (يعنى زنا) تمايل و اشتياق دارد. 3- دين را سبك مى‏شمرد. 4- در بر خورد با مردم خشن و بد اخلاق است.» سفينة البحار، ج 1 ص 560. بحار، ج 75 ص 279.

آرى شخصى كه بر اساس غير قانونى پى‏ريزى شده در چنين فردى زمينه براى كارهاى غير قانونى و گناه بسيار است.

نتيجه اينكه: قانون وراثت از اصول مسلم اسلامى و علمى است كه اگر بر اساس نادرست و ناسالم باشد، يكى از مهمترين زمينه‏هاى گناه و گرايش به گناه را در انسان به وجود مى‏آورد.

2- 2- ازدواج‏

ازدواج و تشكيل خانواده يكى از اصول و ضرورت‏هاى اجتماعى است كه در دين اسلام سفارش بسيار به آن شده است.

و نيز در اسلام سفارش مؤكد شده كه در انتخاب همسر امورى را رعايت كنند. همسر خوب زمينه‏ساز خوبى براى فرزندان نيك است و به عكس از زن آلوده توقع داشتن فرزند نيك نيست و بايد دانست كه يكى از زمينه‏هاى انحراف و گناه زنان ناصالح هستند. كه چنين زمينه‏ها را براى فرزندان خود پى‏ريزى مى‏كنند در اين راستا به اين روايات توجه كنيد:

1- پيامبر صلى الله عليه و آله در اجتماعى براى مردم چنين فرمودند:

«ايّها النّاس ايّاكم و خضراء الدّمن، قيل يا رسول الله و ما خضراء الدّمن؟ قال: المراة الحسناء فى منبت السوء» وسائل الشيعه، ج 14 ص 29

«اى مردم! از سبزى‏هايى كه از زمينه‏هاى كثيف مى‏رويد، دورى كنيد.

شخصى پرسيد، آن سبزى هاچيست؟ فرمود: زن زيبايى كه از خاندان بد به وجود مى‏آيد.»

2- شخصى به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و در مورد ازدواج به مشورت پرداخت، رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود:

«أنكح و عليك بذات الدين» وسائل الشيعه، ج 14 ص 30.

«ازدواج كن، و بر تو باد كه با بانوى متدين، ازدواج كنى.»

3- اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند:

«اياكم و تزويج الحمقاء فان صحبتها بلاء، و ولدها ضياع» «از ازدواج با زن كم عقل بپرهيزيد، زيرا مصاحبت با او بلا است و فرزند او (در مسير) تباهى است.» فروع كافى، ج 12 ص 12، وسائل الشيعه، ج 14 ص 56

4- امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

«من زوج كريمته من شارب خمر قطع رحمها» فروع كافى، ج 2 ص 11

«كسى كه دخترش را به ازدواج شرابخوار در آورد، پيوند خويشاوندى خود را با دخترش قطع كرده است.»

5- امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

«طوبى لمن كانت امه عفيفة» بحار، ج 23 ص 79

«خوشا به سعادت كسى كه مادرش پاكدامن و عفيف باشد.»

3- 2- تربيت فرزند

يكى از دستور العمل‏هاى مهم اسلام، تربيت فرزند بر اساس برنامه‏هاى صحيح است و به عكس عدم تربيت و يا تربيت ناصحيح يكى از زمينه‏هاى پيدايش انحراف و گناه در فرزند مى‏باشد. در اسلام به اين امر مهم بسيار توجه و سفارش شده است.

همانگونه كه اگر باغبانى نهالى در زمين بكارد لازم است در تربيت آن بكوشد و عوامل پرورش آن را فراهم كند و از هرگونه عوامل آسيب‏رسان جلوگيرى نمايد، تا آن نهال، درختى پرثمر گردد، پدر و مادر نيز بايد در تربيت فرزند كوشا باشند كه كوتاهى در اين راستا مساوى با سقوط فرزند و انحراف و نابسامانى او خواهد شد.

براى زن بعد از ازدواج هيچ چيزى مانند شوهردارى و خانه‏دارى و فرزنددارى نيست، اگر او اين سه مسئوليت بزرگ را براساس صحيح انجام دهد همه‏ى مشكلات در زندگى مشترك خانوادگى رفع مى‏شود و داراى يك زندگى سالم و خوشبخت خواهد شد.

اگر اين سه موضوع درست انجام گيرد، نخستين گام و بزرگترين گام براى تعليم و تربيت فرزند برداشته شده است.

شوهر نيز بايد تا آخرين توان خود زن را براى انجام اين سه وظيفه مهم كمك كند.

در تربيت فرزند گرچه پدر و مادر هر دو مسئولند ولى سنگينى اين كار معمولًا بر دوش مادر است، زيرا او بيشتر به بچه نزديك است و با او سر و كار دارد. چنانكه در ناموس خلقت نيز، هنگامى كه نطفه‏ى مرد در رحم زن قرار گرفت، به روشنى نقش بسيار زن در مراحل تكوين و تربيت فرزند، ديده مى‏شود.

به هر حال پدر و مادر در تربيت فرزند نقش بسيار دارند تا آنجا كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

«كلّ مُولُود يُولَد على الفِطرَة حتّى لِيَكونَ ابَواهما اللَّذان يُهَوِّدانِه و يُنَصِّرانه» نور الثقلين، ج 4 ص 184

«هر نوزادى بر فطرت اسلام و دين دور از شرك، متولد مى‏شود، و رنگ‏هايى همچون يهوديت و نصرانيت انحرافى از طريق پدر و مادر در او تحميل و القاء مى‏گردد.»

نيز آن حضرت فرمودند:

«رحم الله عبداً اعان ولده على بره بالاحسان اليه، و التّألّف له و تعليمه و تأديبه» مستدرك الوسائل، ج 2 ص 626

«خداوند رحمت كند بنده‏اى را كه فرزندش را بر نيكى و سعادتش يارى كند به او احسان نمايد و با او انس و الفت بگيرد و به آموزش و پرورش او بپردازد.»

باز فرمودند:

«رحم الله والدين اعانا ولدهما على برهما» فروع كافى، ج 6 ص 48

«خداوند پدر و مادرى را رحمت كند كه فرزند خود را در راه سعادتش يارى مى‏نمايند.»

اميرمؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايد:

«حق الولد على الوالد ان يحسن اسمه ويحسن ادبه ويعلمه القرآن» نهج البلاغه، حكمت 399

«حق فرزند بر پدر اين است كه پدر براى او نام نيك انتخاب كند و تربيت او را به نيكى انجام دهد و قرآن رابه او بياموزد.»

گرم نگه‏داشتن كانون خانواده‏

در روش تربيت صحيح هيچ چيزى مانند محبت و گرم نگهداشتن كانون خانواده اثر بخش نيست، پدر و مادر بايد محيط خانه را كه فرزندانشان در آن محيط پرورش مى‏يابند، كاملًا سالم نگهدارند. خشت اول اصلاح و تربيت صحيح فرزند، به اصلاح محيط خانه است.

محبت زن و شوهر به همديگر اساس سالم‏سازى محيط خانه است.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«خيركم خيركم لاهله و أنا خيركم لاهلى» وسائل الشيعه، ج 14 ص 122

«بهترين شما كسى است كه نسبت به خانواده‏اش رفتار نيك كند و من چنين هستم.»

در كتاب بحار الانوار  روايات بسيارى آمده كه در آنها سفارش به محبت شوهر به همسرش شده است. بحار، ج 103 ص 226- 233

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

«دوستان ما كسانى هستند كه به همسرانشان بيشتر محبت مى‏كنند.» بحار، ج 103 ص 223

و نيز فرمودند:

«از اخلاق پيامبران اين است كه به همسرانشان محبت مى‏كنند.» بحار، ج 103 ص 228

مردى به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت:

«ما قَبَّلتُ صَبيّاً قطّ»، «من هرگز كودكى را نبوسيده‏ام!»

وقتى او رفت پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

«هذا رجلٌ عندى انّه من اهل النّار»

«اين مردى است كه در نزد من از اهل دوزخ مى‏باشد.»

يونس‏بن‏رباط مى‏گويد: امام صادق عليه السلام به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

«رَحِم اللّه من اعانه ولده على بِرّه»

«خدا رحمت كند كسى را كه فرزندش را به نيكيش، يارى كند.»

به امام عرض كردم: چگونه او را به نيكيش يارى كند؟

در پاسخ فرمود:

«يقبل ميسوره و يتجاوز عن معسوره و لايرهقه و لا يحرق به» فروع كافى، ج 6 ص 50

«آنچه در حد توان اوست از او بپذيرد و آنچه را برايش سخت است از او بگذرد و به او ظلم و تحميل نكند و نسبت جهل و ابلهى به او ندهد.»

به اين ترتيب نتيجه مى‏گيريم كه تربيت فرزند بر اساس صحيح زمينه‏ساز ارزش‏ها در وجود اوست و بر عكس عدم تربيت او زمينه‏ى انحراف و گناه را در او به وجود مى‏آورد.

تحقير زمينه‏ساز گناه‏

از راه‏هاى مهم تربيت و هدايت، شخصيت دادن به افراد مخصوصاً به كودكان است، بنابراين يكى از امورى كه در مساله تربيت فرزند قطعاً بايد مورد توجه قرار گيرد، مساله تحقير و ايجاد خودكم‏بينى است.

پدر و مادر و مربيان، بايد به كودك احترام بگذارند و غرور او را سركوب ننمايند و به عبارت ديگر، از هر موضوعى كه عقده حقارت و خودكم‏بينى در كودك ايجاد مى‏كند دورى نمايند و در بزرگسالان نيز مساله چنين است بايد احترام كافى به مردم گذارد تا احساس كمبود و حقارت ننمايند و گرنه سر از عقده‏ى حقارت بيرون آورده و منشا انحرافات و گناهان خواهد شد. امام هادى عليه السلام مى‏فرمايد:

«من هانت عليه نفسه فلا تامن شره» تحف العقول، ص 574

«كسى كه شخصيتى براى خود قايل نيست از شر او بر حذر باش.»

امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد:

«من كَرُمَت عليه نفسه لم يُهِينها بالمعصية» غرر الحكم، ج 2

«كسى كه نفس خويش را گرامى مى‏دارد با گناه خوارش نمى‏سازد.»

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

«لا يَكذِبُ الكاذب الّا من مِهانَةِ نَفسِه» بحار، ج 72

«دروغگو دروغ نمى‏گويد مگر به خاطر خوارى نفس خود.»

نتيجه اينكه نبايد انسان كسى را تحقير كند و خوار بشمرد چرا كه موجب عقده‏ى حقارت شده و اين عقده زمينه‏ساز گناه خواهد بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام در تربيت كودك هرگز شخصيت كودك را نمى‏شكستند بلكه با احترام خاصى شخصيت او را بارور مى‏نمودند؛

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«اكرموا اولادكم و احسنوا ادبهم يغفرلكم» مكارم الاخلاق، ص 222

«به فرزندان خود احترام بگذاريد و تربيت آنها را به نيكويى انجام دهيد كه خداوند گناهانتان را مى‏بخشد.»

در اسلام سفارش شده بين فرزندانتان تبعيض قايل نشويد، مساوات در امور را بين آنها حفظ كنيد. نيكو با آنان سخن بگوييد. نام بد روى آنها نگذاريد و با القاب زشت ياد نكنيد و ....

يك حادثه عجيب‏

امام صادق عليه السلام فرمودند:

رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز ظهر را با مردم به جماعت خواند ولى بر خلاف معمول، دو ركعت آخر نماز را با شتاب تمام كرد. بعد از نماز مردم از آنحضرت پرسيدند آيا حادثه‏اى رخ داد كه شما نماز را اينگونه (با شتاب) تمام كرديد؟

فرمود: «أما سَمعتم صُراخ الصّبى»

«آيا شما صداى گريه كودك را نشنيديد؟» فروع كافى، ج 6 ص 48

توجه كامل به حفظ عفت فرزندان‏

يكى از وظايف مهم پدر و مادر توجه عميق و جدى به حفظ عفت و پاكدامنى كودكان است. در اين خصوص پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«ايّاكم وأن يجامع الرجل امرأته والصبى فى المهد ينظر اليهما» بحار، ج 103 ص 295

«مبادا در حالى كه كودكى در گهواره به شما مى‏نگرد آميزش كنيد.»

و در آيه 58 سوره نور چنين مى‏خوانيم:

«... و الّذينَ لم يَبلغوا الحُلم مِنكم ثَلاث مرّات مِن قَبل صلوة الفَجر و حين تَضَعون ثِيابكم من الظّهيرَة و من بعد صلوة العشاء ثلاث عَوراتٍ لكم»

«و كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‏اند در سه وقت از شما اجازه بگيرند، قبل از نماز فجر و در نيمروز هنگامى كه لباس‏هاى (معمولى) خود را بيرون مى‏آوريد و بعد از نماز عشا اين سه وقت خصوصى براى شما است.»

و در آيه 59 سوره نور در مورد فرزندان بالغ چنين مى‏فرمايد:

«و إذا بَلَغ الأطفال مِنكم الحُلُم فَليَستأذنوا كما أستأذن الّذين من قبلهم»

«و هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ برسند، بايد (در همه وقت براى ورود به اطاق والدين) اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصى كه پيش از آنها بودند اجازه مى‏گرفتند.»

اين دستور متوجه اولياى اطفال است و آنها موظفند كه اين احكام را به كودكان خود اعم از دختر و پسر بياموزند كه فرزند نابالغ در سه وقت موظف به اجازه گرفتن مى‏باشد و كودكان بالغ وظيفه دارند در همه حال به هنگام ورود به اطاق خصوصى پدر و مادر اجازه بگيرند.

آرى! در اجراى اين دستورات به هيچ وجه مسامحه‏كارى صحيح نيست و گاه مى‏شود كه سهل‏انگارى پدر و مادر و برخورد كودكان با منظره‏هايى كه نمى‏بايست آن را ببينند، سرچشمه‏ى انحراف اخلاقى و گاه بيمارى‏هاى روانى، و آلودگى جنسى شده است.

4- 2- تغذيه‏

از نظر علم و دين مسلم است كه علاوه بر اينكه غذا در جسم انسان اثر مى‏گذارد و موجب حفظ و تقويت آن مى‏گردد در روح انسان نيز اثر مى‏گذارد. همانگونه كه غذاى سمّى جسم انسان را مسموم مى‏كند، غذاى حرام روح انسان را آلوده مى‏نمايد.

در آيه 3 سوره‏ى مائده مى‏خوانيم:

«حُرّمتْ عَليكُم الْمَيتَة والدّم ولَحْم‏الخِنزير وَما اهِلَّ لِغَير اللَّه به ..»

«گوشت مردار و خون و گوشت خوك و حيوان‏هايى كه به غير نام خدا ذبح شوند و ... بر شما حرام است.»

غذايى كه اسلام حرام كرده بدون علت و حكمت نيست.

مثلًا يكى از غذاهاى حرام در اسلام گوشت خوك است. گوشت خوك در دنيا رواج دارد، بسيارى از مردم غير مسلمان از آن استفاده مى‏كنند و آن را به عنوان غذاى مطبوع مى‏خورند.

گاهى بعضى از غرب زدگان مى‏گويند: چرا گوشت خوك حرام است؟

اين گوشت كه ضرر ندارد، و اگر گوشت خوك انگل زاست و توليد كرم تريشين و ... مى‏كند، تكنيك و پيشرفت علوم، اين آثار را از بين مى‏برد، بنابراين وقتى گوشت خوك زيان جسمى نداشت پس چرا حرام باشد؟

پاسخ سؤال بسيار روشن است، افرادى كه اين سؤال را مطرح مى‏كنند يك طرف قضيه را مى‏بينند، فرضاً گوشت خوك ضرر جسمى نداشته باشد، ولى ضررهاى روحى آن را نمى‏توان انكار كرد.

خوك يك حيوان بى‏بند و بار و كثيف و تنفرآور است، حيوانى كه خوى اين چنين دارد در گوشت او نيز چنين زمينه‏اى وجود دارد و انسانى كه گوشت خوك مى‏خورد خوى بى‏بند و بارى و پليدى و شهوترانى را از خوك به سوى خود منتقل مى‏نمايد، و در اين هيچ شكى نيست.

قرآن يهوديان تيره دل و كارشكن را به‏ «أكّالون لِلسُّحت» مائده/ 42. «بسيار حرام خوار»، ياد كرده است. و اين تعبير هشدار عميقى است براى آنان كه غذاى حرام مى‏خورند كه چنين كسانى همچون يهوديان شكم‏پرست كارشكنى كرده و همواره سد راه دين هستند و خلاف قانون را روش معمول خود مى‏دانند.

زيان‏هاى جسمى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى حرام خوارى بر كسى پوشيده نيست، و يكى از بزرگترين خطراتى است كه انسان را از نظر فردى و اجتماعى به نابودى و سقوط تهديد مى‏كند.

در قرآن مى‏خوانيم:

«و لا تَاكُلوا امْوالكم بَينَكم بِالباطِل و تُدلوا بها الى الحُكّام لِتَاكُلوا فَريقاً من أموالِ النّاس بِالاثم و أنتم تعلمون» بقره، 188

«و اموال يكديگر را به باطل (و نا حق) در ميان خود نخوريد، و براى خوردن قسمتى از مال مردم بر اساس گناه، (قسمتى از) آن را به قاضيان ندهيد، در حالى كه مى‏دانيد.»

رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«لَعن اللّه الرّاشى والمُرتشى والسّاعى بينهما» وسائل الشيعه، ج 12 باب 5 (ابواب مايكتسب به)

«خداوند لعنت كند، گيرنده رشوه و دهنده رشوه را و همچنين آنكس را كه واسطه ميان آن دو است.»

امام صادق عليه السلام فرمودند:

«السُّحت أنواعٌ كثيرة»

«مال حرام داراى انواع بسيار است.»

و مزد زن زناكار و پول شراب را از انواع سحت شمرده، آنگاه فرمود:

«فامّا الرُّشا فى الحُكم فَهو الكُفر باللّه العَظيم» فروع كافى، ج 5 ص 127

«اما رشوه گرفتن براى قضاوت كفر به خداى بزرگ است.»

در قرآن مى‏خوانيم:

«إنّ الّذينَ يَأكلونَ اموال اليَتامى‏ ظُلماً انّما يَأكلون فى بُطونِهم ناراً و سَيصلون سَعيراً» نساء/ 10

«كسانى كه اموال يتيمان را از روى ظلم و ستم مى‏خورند، همانا آتش مى‏خورند و بزودى در آتش سوزان مى‏سوزند.»

غذاى حرام در روايات‏

در اينجا به عنوان نمونه به ذكر چند روايت در مورد غذاى حرام مى‏پردازيم:

1- امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:

«ما من عبادة افضل من عفة البطن و الفرج» مجالس السنيه، ج 2 ص 448

«هيچ عبادتى بهتر از نگهداشتن شكم از مال حرام و پاكدامنى نيست.»

2- امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد:

«حق بطنك ان لاتجعله وعاء للحرام» مكارم الاخلاق، ص 419

«حق شكم تو آن است كه آن را ظرف حرام قرار ندهى.»

3- و نيز فرمودند:

«ما من شى احبُّ الى اللّه بَعد مَعرفته من عفّة البَطن و الفرج» مجالس السنيه، ج 2 ص 429

«هيچ چيزى بعد از شناخت خدا در پيشگاه او بهتر از كنترل شكم و شهوت (از حرام) نيست.»

4- رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: سه امر است كه در مورد آن بعد از خودم نسبت به امتم مى‏ترسم؛

«الضلالة بعد المعرفة ومضلات الفتن وشهوة البطن والفرج» عيون اخبار الرضا، ج 2 ص 29

«گمراهى بعد از شناخت و گمراهى‏هاى آشوب‏ها و شهوت (خواست ناصحيح) شكم و زيرشكم.»

5- امام باقر عليه السلام فرمودند:

«الذنوب كلها شديدة و اشدها ما نبت عليه اللحم و الدم»

«همه گناهان سنگين و بزرگ هستند، و سنگيترين آنها گناهى است كه گوشت و خون بر اثر آن برويد.» بحار، ج 73 ص 317

و نيز آن حضرت فرمودند:

«ان الرجل اذا اصاب مالًا من حرام لم يقبل منه حج و لا عمرة و لا صلة رحم» سفينة البحار، ج 1 ص 448

«هرگاه شخصى مال حرام را كسب كند، حج و عمره و صله رحم او پذيرفته (درگاه حق) نمى‏شود.»

6- در روايت آمده: حضرت موسى عليه السلام شخصى را ديد كه سخت گريه و التماس مى‏كند و دست‏هايش را به سوى آسمان بلند كرده و با كمال خشوع و تضرع دعا مى‏نمايد.

از جانب خدا به موسى عليه السلام وحى شد:

اگر او هر چه بخود بپيچد دعايش به استجابت نمى‏رسد.

«لأنّ فى بَطنه حراماً و على ظهره حراماً و فى بيته حراماً» سفينة البحار/ ج 1 ص 448

«زيرا در شكم او حرام وجود دارد و همچنين در پشت و خانه او حرام قرار دارد.»

شخصى به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: دوست دارم دعايم به استجابت برسد.

رسول اكرم عليه السلام فرمودند:

«طَهّر مأكلك و لاتدخل بَطنك الحرام»

«غذاى خود را پاك كن و غذاى حرام را وارد شكم خود نكن.»

و «من أحبّ أن يستجابَ دعائه فليَطب مَطعَمه و مَكسبه»

«كسى كه دوست دارد دعايش به استجابت برسد، بايد غذاى خود و راه كسب و درآمد خود را پاك سازد.» سفينة البحار، ج 1 ص 448

نظير اين روايت از امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است. كافى، ج 2 ص 486

و نيز روايت شده كه ترك يك لقمه حرام در پيشگاه خدا از دو هزار ركعت نماز مستحبى بهتر است و رد كردن يك دانك (يك ششم درهم) مال حرام به صاحبش بهتر از هفتاد حج مقبول است. سفينة البحار، ج 1 ص 448

شيخ بهائى در بيان اثر شوم غذاى حرام مى‏گويد:

لقمه نانى كه باشد شبهه ناك‏

 

در حريم كعبه ابراهيم پاك‏

گر بدست خود نشاندى تخم او

 

ور به گاو خويش كردى شخم او

ورمه‏ى نو در حصارش داس كرد

 

ور به سنگ كعبه‏اش دستاس كرد

ور به آب زمزمش كردى عجين‏

 

مريم آيين پيكرى از حور عين‏

ور بخواندى بر خميرش بى عدد

 

فاتحه يا قل هو الله احد

ور بدى از شاخ طوبى آتشش‏

 

جبرئيل روح الامين هيزم كشش‏

ور تنور نوح بندد مريمش‏

 

ور دم عيسى بود آتش دمش‏

     

ور تو بر خوانى هزاران بسمله‏

 

بر سر آن لقمه‏ى پر ولوله‏

عاقبت خاصيتش ظاهر شود

 

نفس از آن لقمه تو را قاهر شود

در ره طاعت تو را بى جان كند

 

خانه‏ى دين تو را ويران كند

درد دينت هست گر اى مرد راه‏

 

چاره خود كن كه دينت شد تباه‏

     

 

شير مادر، اولين غذاى انسان‏

قبلًا گفتيم مادر نقش بسيار زيادى در سرنوشت و تربيت فرزند دارد، چرا كه پيوند او با فرزند از نظر آفرينش بسيار زيادتر و نزديكتر از پيوند پدر به فرزند مى‏باشد.

دانشمندان مى‏گويند: حتى فكر مادر در فرزندش آن هنگام كه در رحم او است و يا آن هنگام كه شير به او مى‏دهد اثر دارد.

اگر مادر از آن هنگام كه فرزندش به صورت جنين در رحمش مى‏باشد و هنگام شير دادن او، قوانين اسلام را بخصوص در مورد تغذيه حلال كاملًا رعايت كند، قطعاً مى‏تواند فرزند صالح و پاك و سالمى به جامعه تحويل دهد.

و اگر در روايات مى‏خوانيم سعادتمند در رحم مادرش سعادتمند شده و بدبخت در رحم مادرش بدبخت شده. بيانگر همين مطلب است كه مادر نقش بسيار مهمى در چگونگى ساختار فرزندش دارد.

براى توضيح بيشتر به اين روايات توجه كنيد:

1- رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«لا تَستَرضِعوا الحَمقاء فانّ اللَّبَن يَعدى و إنّ الغُلام يَنزَع الى اللّبن»

«زن ابله و كم عقل را براى شير دادن فرزندتان انتخاب نكنيد زيرا (طبع) شير انتقال مى‏يابد و خوى فرزند شبيه (باطن) شير مى‏گردد.»

2- امام باقر عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«زن ابله را شير دهنده‏ى فرزند خود قرار ندهيد.

«فانّ اللَبن يَغلب الطباع»

چرا كه شير بر طبع‏ها چيره مى‏گردد.»

و در روايت ديگر آمده كه فرمود:

«فانّ الولد يَشُبُّ عليه» فروع كافى، ج 6 ص 43

«زيرا فرزند بر اساس آن شير جوان مى‏گردد.»

3- از امام كاظم عليه السلام سؤال شد: آيا زنى كه فرزندى از راه زنا آورده است روا است كه بچه‏اى را به او بدهند تا به آن بچه شير بدهد؟

در پاسخ فرمودند:

«لا يصلح و لا لبن ابنتها التّى ولدت من الزّنا» فروع كافى، ج 6 ص 44

«صلاح نيست كه بچه‏اى از شير او بخورد و همچنين صلاح نيست از شير دختر او كه از زنا به وجود آمده بخورد.»

4- محمدبن مروان مى‏گويد: امام باقر عليه السلام به من فرمود:

«استرضع لولدك بلبن الحسان وايّاك والقباح فان اللبن قد يعدى» فروع كافى، ج 6 ص 44

«در مورد شير دهنده فرزندت مراقب باش كه زنان زيبا به او شير بدهند و بپرهيز از انتخاب دايه‏هاى زشت روى‏ زيرا شير گاهى اثر مى‏گذارد و صفات زن شيرده را به طفل شيرخوار سرايت مى‏دهد.» احتمال دارد منظور از حسان و قباح زنان نيك سيرت و بد سيرت باشند

 

و در چند روايت نهى شده از اينكه زنان شرابخوار به فرزندى شير بدهند و با تاكيد دستور داده شده كه زنان هنگام شير دادن رعايت نظافت و بهداشت و پاكيزگى را بنمايند و فرزند خود را به دايه‏هايى كه رعايت نظافت را نمى‏كنند ندهند. فروع كافى، ج 6 ص 44

5- اميرمؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايد:

«تَخَيّروا للرِّضاعِ كما تَتخيّرونَ للنّكاحِ فانّ الرّضاعَ يُغيّر الطّباع» سفينة البحار، ج 1 ص 523

«انتخاب كنيد زنان شيرده را براى شير دادن چنانكه براى ازدواج انتخاب مى‏كنيد، زيرا شير دادن طبيعت شيرخوار را تغيير مى‏دهد.»

داستان شير نخوردن پيامبرانى مانند موسى عليه السلام و محمّد صلى الله عليه و آله در دوران كودكى از سينه‏ى زن‏هاى مختلف و شير خوردن موسى عليه السلام از سينه‏ى مادرش و شير خوردن رسول خدا صلى الله عليه و آله از سينه حليمه سعديه كه زن پاكدامن و نيك سيرتى بود بيانگر آنست كه بايد در انتخاب دايه و شير كه غذاى نخستين است مراقب بود تا از كانال پاك و نيك باشد.

در مورد شير خوردن موسى عليه السلام در قرآن مى‏خوانيم:

«و حَرّمنا عَليه المَراضِع مِن قَبل» قصص/ 12 «ما همه زنان شيرده را از قبل بر موسى حرام كرديم.»