زمینه ‏هاى روانى گناه‏
85 بازدید
تاریخ ارائه : 1/24/2013 11:11:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

یکى از زمینه‏هاى گناه؛ زمینه‏هاى روانى است که انسان بر اثر فشارها و رنج‏هاى مصنوعى و کاذب یا بر اثر اعتقادات ناصحیح ، داراى عقده و یا حالت و روحیه بدى مى‏شود و همین پدیده‏هاى روانى زمینه‏ساز گناهان مختلف خواهد گردید.

سختگیرى‏هاى نابجا، و فشارهاى ناصحیح و تن دادن به ذلت و خوارى و یا تحقیر افراد به جاى تشویق و امور دیگر انسان را عقده‏اى بار مى‏آورد. وقتى انسان حالت عقده‏اى پیدا کرد در وجود او زمینه مساعدى براى پذیرش گناهان خطرناک هست.

براى توضیح وتجزیه وتحلیل موضوع باید به امور زیر توجه شود؛

الف- شخصیت و عزت انسان.

ب- تحقیر و سرکوبى شخصیت انسان.

ج- فشارهاى اقتصادى و سرکوب غرایز.

د- امید و آرزوى کاذب و بیهوده.

1- 5- شخصیت و عزت انسان‏

انسان در جهان هستى گل سر سبد موجودات است، خداوند هیچ موجودى را برتر از انسان نیافریده است، انسان از نظر جسم داراى‏ امتیازات فراوانى است که هر یک از دیگرى جالبتر مى‏باشد و از نظر روح داراى استعدادها و توانایى‏هاى فراوان است.

در قرآن در آیه 70 سوره اسراء مى‏خوانیم:

«و لقد کرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم على کثیر ممّن خلقنا تفضیلًا»

«ما بنى آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا (بر مرکب‏هاى رهوار) حمل کردیم و از انواع روزى‏هاى پاکیزه به آنها روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات خود برترى بخشیدیم.»

انسان داراى دو نوع کرامت است:

1- کرامت ذاتى که در آیه فوق مورد توجه قرار گرفته، و انسان از این نظر بر همه موجودات و بر فرشتگان برترى دارد، و به عبارت دیگر انسان از این جهت داراى زمینه و استعدادى است که هیچ موجودى این امتیاز را ندارد.

2- کرامت اکتسابى، که بستگى به تقوى و اعمال نیک انسان دارد، چنانکه در آیه 13 سوره حجرات مى‏خوانیم:

«انَّ اکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اتقاکُم»

«قطعاً گرامى‏ترین شما در پیشگاه خدا، پرهیزکارترین شما مى‏باشد.»

قداست و برترى انسان در سطحى است که خداوند به فرشتگان فرمان داد تا بخاطر آدم سجده کنند یعنى خدا را سجده‏ى شکر نمایند که او چنین موجود برترى آفریده است. فرمان سجده در بقره/ 34 و اسراء/ 61 و طه/ 116 آمده است‏

و از آنجا که یکى از شیوه‏هاى مهم تربیت و هدایت «شخصیت دادن» به افراد است چنانکه تحقیر و کوچک شمردن انسان یکى از عوامل مهم انحراف اوست، قرآن و روایات همواره شخصیت و عظمت روح انسان را یادآور مى‏شوند؛ به عنوان نمونه به این روایات توجه کنید:

1- امام على علیه السلام مى‏فرماید:

«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة فلاتبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456

«بدانید که وجود شما جز بهشت بهایى ندارد آن را با کمتر از بهشت نفروشید.»

و در سخن دیگرى فرمودند:

«اتَزعَمُ انّکَ جِرمٌ صَغیر و فیک انطَوَى العالَمُ الاکبر»

«آیا تو گمان مى‏کنى که موجود کوچکى هستى (بلکه) در وجود تو جهان بزرگ نهفته است.»

2- و نیز فرمودند:

«هلک امرؤ لم یعرف قدره» نهج البلاغه، حکمت 149

«آنکس که قدر خود را نشناخت هلاک شد.»

3- نیز مى‏فرماید:

«العالم من عرف قدره و کفى بالمرء جهلًا الا یعرف قدره» نهج البلاغه، خطبه 103، و خطبه 16 «دانا کسى است که قدر خود را بشناسد و براى نادانى و جهالت انسان همین بس که قدر خود را نشناسد.»

4- امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودند:

«نعم العبد ان یعرف قدره و لا یتجاوز حده» غرر الحکم، ج 2 ص 777

«نیکو بنده‏اى است آنکس که ارزش خود را بشناسد و از مرز شخصیت خود پا فرا ننهد.»

2- 5- تحقیر شخصیت انسان‏

قبلًا در بررسى زمینه ‏هاى خانوادگى گناه، گفتیم که یکى از زمینه‏هاى گناه، تحقیر و سرکوبى شخصیت انسان است در اینجا نیز به مناسبت به توضیح کوتاه قناعت مى‏کنیم؛

اگر انسان شخصیت خود را بشناسد، هرگز شخصیت عظیم خود را در راه‏هاى انحرافى و پست نابود نمى‏نماید، چنانکه یک سکه طلا را با یک کلوخ عوض نمى‏کند.

امام سجاد علیه السلام فرمودند:

«من کرمت علیه نفسه هانت علیه الدنیا» تحف العقول، ص 318

«کسى که نفس خود را گرامى دارد امور مادى دنیا در نظرش بى‏ارزش گردد.»

از این عبارت استفاده مى‏شود که سرکوب نمودن شخصیت انسان زمینه‏ى دنیاپرستى و گرایش به امور پست و انحرافى است ولى حفظ شخصیت و توجه به آن انسان را اسیر پستى‏ها نمى‏نماید.

احساس کمبود و عقده حقارت که بر اثر تحقیر و ناآگاهى به شخصیت انسان ایجاد مى‏شود، به طور طبیعى انسان را به سوى گناهان و هرگونه کارهاى پست سوق مى‏دهد.

حضرت على علیه السلام مى‏فرماید:

«نفاق المرء من ذل یجده فى نفسه» غرر الحکم، ج 2 ص 777

«نفاق انسان به خاطر ذلت و کمبودى است که او در خودش مى‏یابد.»

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند:

«لایکذب الکاذب الا من مهانة نفسه» بحار، ج 72 ص 249

«دروغگو، دروغ نمى‏گوید مگر بخاطر پستى‏اى که در خودش هست. (و احساس مى‏کند).»

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

«ما من احد تکبر او تجبر الا من ذلة وجدها فى نفسه» اصول کافى/ ج 2 ص 312«هیچکس خود خواهى و خود کامگى نمى‏کند مگر به خاطر ذلت و کمبودى که در وجود خود احساس مى‏نماید.»

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند به مؤمن همه‏ى امورش را واگذار کرده، ولى این را به او واگذار ننموده که خودش را ذلیل و خوار سازد آیا به سخن خداوند توجه ندارد که مى‏فرماید:

«ولِلّهِ العِزّة و لرسوله و للمؤمنین» منافقون، 8

«عزت از آن خدا و رسول خدا و مؤمنان است.»

سپس فرمود:

«والمؤمن ینبغى ان یکون عزیزاً و لایکون ذلیلًا» فروع کافى، ج 5 ص 64

«سزاوار است که مومن عزیز باشد، و ذلیل نباشد.»

3- 5- فشارهاى اقتصادى و سرکوب غرایز

از عواملى که موجب پیدایش عقده وکمبود در انسان مى‏گردد فشارها و رنجهاى اقتصادى و عدم توجه به غرایز و خواسته‏ها و نیازها است.

بدون تردید در وجود انسان غرایزى هست که باید بطور طبیعى و در حد عادلانه اشباع گردند، افراط و تفریط موجب طغیان غرایز و یا سرخوردگى غرایز خواهد شد که در هر دو صورت زیانبخش و زمینه‏ساز گناه خواهد گردید.

مثلًا فشار دادن به فنر باعث عکس‏العمل شدید آن مى‏شود. آدم هایى که غذاى کافى در زندگى ندیده‏اند وقتى به غذا رسیدند، پرخورى مى‏کنند. یکى از علماى حوزه‏ آیت الله محمدى گیلانى‏ و از شاگردان امام خمینى قدس سره مى‏گفت:

امام ما را نصیحت مى‏کرد و مى‏فرمود:

«راحت زندگى کنید. به خودتان فشار نیاورید. فشار در طلبگى خطر دارد ممکن است موجب شود که از مردم توقع داشته باشید.»

به هر حال باید زندگى طبیعى باشد، و خواسته‏هاى مشروع انسانى سرکوب و سرخورده نشود.

مثلًا از دیدگاه اسلام قاضى شرع باید راحت زندگى کند و زندگیش به طور کافى از بیت‏المال تامین گردد تا مبادا احساس نیاز کند و به دنبال آن به رشوه‏خوارى و مال‏هاى حرام آلوده شود.

در آیه 32 سوره‏ى اعراف مى‏خوانیم:

«قل مَن حَرّم زینَة اللّه الَتّى اخرَج لِعِبادِه و الطَّیّبات من الرّزق»

«بگو چه کسى زینت‏هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزى‏هاى پاکیزه را حرام کرده است؟»

امیرمؤمنان على علیه السلام در جریان فتنه خوارج پسر عمویش عبداللّه‏بن عباس را نزد ابن کوّا و یارانش (گروه خوارج) براى مذاکره فرستاد، وقتى آنها ابن عباس را دیدند، به او گفتند: تو در نزد ما بهترین فرد ما هستى، در عین حال چنین لباسى فاخر و نیک پوشیده‏اى؟!

ابن عباس به آنها گفت: همین نخستین موضوعى است که درباره‏ى آن با شما بحث و گفتگو مى‏کنیم، قرآن مى‏فرماید:

«قل من حرم زینة الله ...» و نیز مى‏فرماید:

«خذوا زینتکم عند کل مسجد» اعراف/ 31

«زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد بردارید». فروع کافى، ج 6 ص 442

همچنین: «ان الله جمیل یحب الجمال و یحب ان یرى اثر النعمة على عبده» فروع کافى، ج 6 ص 438

«خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. و دوست دارد که اثر نعمتش بر بنده‏اش آشکار باشد.»

نگاهى به چند روایت دیگر

یکى از امورى که باید مورد توجه قرار گیرد وسعت بخشیدن به زندگى همسر و فرزندان است در این باره به روایات زیر توجه کنید:

1- رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند:

«لیس منا من وسع علیه ثم قتر على عیاله» وسائل الشیعه، ج 5 ص 135

«از ما نیست کسى که داراى وسعت زندگى است ولى زندگى را بر خانواده‏ى خود تنگ مى‏گیرد.»

2- حضرت رضا علیه السلام مى‏فرماید:

«ینبغى للرجل ان یُوسِّع على عَیالِه لِئلَّا یَتَمنّوا مَوته» وسائل الشیعه، ج 5 ص 135

«سزاوار است براى مرد که زندگى خانواده‏اش را توسعه دهد تا افراد خانواده‏اش آرزوى مرگ او را نکنند.»

3- امام صادق علیه السلام فرمودند:

سزاوار است که انسان شبانه‏روز خود را به چهاربخش تقسیم کند:

در یک بخش آن با خدا مناجات کند و در یک بخش آن اعمال خود را حساب کند و رسیدگى نماید و در یک بخش درباره مخلوقات خدا بیندیشد و بخشى از زندگى خود را در امور خوراک و نوشیدنى (تهیه و مصرف) بگذراند. اخلاق شبّر، ص 284

4- امیرمؤمنان على علیه السلام مى‏فرماید:

«انّ هذه القُلوب تَملُّ کما تَملّ الابدان فابتَغوا لها طَرائف الحِکَم» غرر الحکم، ج 1 ص 234

«براستى که این دل‏ها خسته مى‏شوند چنانکه بدن‏ها خسته مى‏شوند پس تازه‏هاى حکمت را براى آن دل‏ها بجویید.»

یعنى با لطیفه‏هاى زیبا آن دل‏ها را شاد سازید.

نتیجه اینکه روح انسان نیازهایى دارد که باید بطور مشروع اشباع شود و بسیارى از سختگیرى‏ها در لباس و غذا و زندگى درست نیست. اعتدال در همه چیز خوبست، و راه افراط و تفریط راه جاهلان مى‏باشد و به راه تفریط رفتن و تعطیل غرایز نتیجه‏اش سرخوردگى غرایز و عقده و انحرافات روانى خواهد شد.

4- 5- امید و آرزوى کاذب و بیهوده‏

یکى دیگر از زمینه‏هاى روانى گناه آرزوهاى بیهوده و بى اساس است که انسان بدون حرکت و عمل در انتظار خوشبختى و پاداش و ترقى باشد که معمولًا افراد خیالاتى به این حالت دچار مى‏شوند و مرتکب هر گناهى شده و مى‏گویند خدا «ارحم الراحمین‏» است.

این‏گونه امید نه تنها عامل تکامل نیست بلکه انسان را از درون تهى کرده و زمینه سستى و بى‏عارى را که بذرهاى گناه هستند، در انسان پدید مى‏آورند.

در آیه 218 سوره‏ى بقره مى‏خوانیم:

«ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم»

«تنها کسانى که ایمان آورده و مهاجرت نموده‏اند و در راه خدا جهاد کرده‏اند آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.»

در این آیه امید در کنار ایمان، هجرت و جهاد آمده است.

یک داستان تکان دهنده‏

طاووس یمانى مى‏گوید: کنار کعبه رفتم دیدم شخصى زیر ناودان کعبه مشغول نماز و مناجات و گریه و زارى است. بعد از نماز به پیش رفتم دیدم امام سجاد علیه السلام است. عرض کردم اى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله چرا شما را این‏گونه گریان و ترسان مى‏نگرم با اینکه شما داراى سه امتیاز هستى و این سه امتیاز شما را نجات مى‏دهد:

فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله هستى و شفاعت جدت رسول خدا صلى الله علیه و آله در میان‏ است و رحمت خداوند وسیع است. در پاسخ فرمود:

اى طاووس! اما در مورد «نسب» قرآن مى‏فرماید:

«فاذا نفخ فى‏الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لایتسائلون» مؤمنون/ 101

«وقتى که در صور دمیده شود، هیچگونه نسبى در میان آنها در روز قیامت نخواهد بود و از یکدیگر تقاضاى کمک نمى‏کنند.» بنابراین نسب مرا حفظ نخواهد کرد.

اما در مورد «شفاعت» خداوند در قرآن مى‏فرماید:

«و لا یشفعون الا لمن ارتضى» انبیا/ 28

«اولیاى خدا شفاعت از کسى نمى‏کنند مگر آنکه بدانند خداوند از آن کس خشنود است.» بنابراین شفاعت مرا از خوف خدا ایمن نمى‏نماید.

اما در مورد «رحمت خدا» قرآن مى‏فرماید:

«ان رحمت الله قریب من المحسنین» اعراف/ 56

«قطعاً رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.» من نمى‏دانم که نیکوکار باشم (منظور مقام عالى عصمت است) القرآن یواکب الدهر، ج 2 ص 18

نتیجه اینکه باید امیدوار بود، اما در کنار ایمان و عمل صالح، و گرنه با حلوا حلوا دهان شیرین نمى‏شود و به قول شاعر:

رفته بگوشت که کردگار کریم است‏

 

صاحب عفو است و لطف و رحمت و احسان‏

لیک ندانى که مى‏کشد سوى دوزخ‏

 

معصیت کردگار و اطاعت شیطان‏